ریا از جمله گناهان کبیرهای است که آثار و نتایج شوم فراوانی نسبت به آن، در آیات و روایات ذکر شده است:
شرک و کفر
در روایات اسلامی از ریا به شرک تعبیر شده و انسان ریاکار مشرک خوانده شده است. امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ کلّ ریا شِرک؛[1] البته هر ریایی شرک است».
رسول خدا (ص) ریا را شرک اصغر دانستند و فرمودند: «اِنَّ اَخوفَ ما اَخافَ عَلَیکم الشِّرک الأصغَر، قالوا: وَ مَا الشِّرْک الأَصْغَر یا رسولالله؟ قَالَ: هُوَ الرّیاء؛[2] بیشترین ترس من درباره شما از شرک کوچک است، سؤال کردند: شرک کوچک چیست؟ فرمود: ریا».
امام محمدباقر (ع) فرمود: «لَو أنَّ عبداً عَمِل عَملاً یَطُلبُ بِه وَجهَ اللهِ والدّارَ الآخِرَةِ و أَدخَل قلبَه رِضا أَحدِ الناس كان مشركاً![3] اگر بندهای برای رضای خدا و سرای آخرت عملی انجام دهد، ولی در دلش خواهان خشنودی کسی از مردم باشد، به خدا شرک آورده است!»
بیتوجهی به خداوند
ریاکاری و توجه به مردم، موجب بیتوجهی به خداوند عالم و خالق و رازق انسان و بلکه سبک انگاری ذات باری میشود. پیامبر اعظم (ص) در این زمینه فرمودند: «مَنْ اَحسنَ صلاتَهُ حین یَراهُ الناسُ ثُمَّ أَساءَها حینَ یَخلُو فَتِلكَ اِستَهانَةٌ اِستهانَ بِها ربَّهُ؛[4] کسی که نماز خود را در برابر مردم نیکو به جا میآورد و در خلوت و تنهائی آن را نکوهیده میخواند خدا را (العیاذ بالله) خوار و بیاهمیت شمرده است».
نابودی و عدم پذیرش اعمال
بزرگان سیروسلوک، هیچ چیز را در تباهی و خسران بدتر از ریا و تظاهر نمیدانند. ریا مانند میکروب جذام (خوره) از درون عمل را میپوساند و آن را بی محتوا میسازد؛ آتش سوزانی است که گاه در خرمن اعمال انسان میافتد و همه را خاکستر میکند. اعمال ریایی مانند درخت بیریشهای است که با یک باد از بیخ و بُن کنده میشود.
ریا، نهتنها عبادتها و طاعتهای انسان را بر باد میدهد، بلکه گناه عظیمی است که مایه روسیاهی صاحب آن در دنیا و آخرت خواهد بود.
همچنین، ریاکار در دنیا به سبب ملاحظه دل مردم، همواره پریشان خاطر است؛ زیرا رضای مردم حد و پایانی ندارد و هرگاه طایفهای را از خود خشنود میکند، گروهی دیگر از او جدا میشوند و هر که رضای مردم را با ناخشنودی خداوند بجوید، خدا بر او خشم خواهد گرفت و مردم را نیز از او ناراضی و خشمگین خواهد ساخت.
ریا باعث میشود اعمال خیر انسان مورد پذیرش حقتعالی قرار نگیرد و رد شود. پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: «ان الملک لیصعد بعمل العبد مبتهجا به فاذا صعد بحسناته یقول الله عزوجل اجعلوها فی سجین انه لیس ایای اراد بها؛[5] هنگامی که فرشته عمل بنده ای را با شادی به آسمان میبرد، خداوند عزوجل میفرماید: او را در جهنم قرار دهید؛ زیرا خود را به نیت من انجام نداده است!»
ريا انسان را از خدا دور مىكند؛ زيرا رياكار از قدرت خداوند غافل مىشود و به جاى توسل به او در انجام كارهاى خود به غير خدا متوسل مىگردد. همچنین خود عمل را نیز نابود مىكند؛ زيرا كسى كه عملى را براى غير خدا انجام دهد، پاداش آن را نيز بايد از غير خدا طلب كند و غير خدا از دادن پاداش ناتوان است.
در روایات آمده که خداوند در روز قيامت به رياكاران مىگويد: «پاداش كارهايتان را از كسانى طلب كنيد كه براى آنها كار كردهايد پس بنگريد كه آيا در نزد آنها پاداشى براى شما وجود دارد؟»[6]
در حدیثی پیامبر (ص) فرمودند: «لایقبل الله عملاً فیه مقدار ذرهً من ریا؛[7] خداوند عملی را که ذرهای از ریا در آن باشد قبول نمیکند».
در حدیث دیگری از همان بزرگوار آمده: «إنّ المُرائيَ يُنادى يَومَ القِيامَةِ: يا فاجِرُ! يا غادِرُ! يا مُرائي! ضَلَّ عَمَلُكَ و بَطَلَ أجرُكَ، اذهَبْ فَخُذْ أجرَكَ مِمَّن كُنتَ تَعمَلُ لَهُ؛[8] روز قیامت شخص ریاکار را صدا میکنند و میگویند ای فاجر! ای حیلهگر پیمان شکن! و ای ریاکار! اعمال تو گم شد و اجر تو نابود گشت برو پاداش خود را از کسی که برای او عمل کردی بگیر!»
امام صادق (ع) نیز فرمود: «ما عَلَى عَبدٍ إذا عَرَفَهُ اللّهُ ألاّ يَعرِفَهُ الناسُ، إنّهُ مَن عَمِلَ للناسِ كانَ ثَوابُهُ على الناسِ و مَن عَمِلَ للّهِ كانَ ثوابُهُ على اللّهِ؛[9] بنده را چه زيان که هرگاه خدا او را بشناسد، مردم نشناسندش! هر كه براى چشم مردم كار كند، پاداشش به عهده مردم است و هر كه براى خدا كار كند، پاداشش باخداست».
عدم اجابت دعا
دعای ریاکار استجابت نمیشود هرچند کارهای نیک بسیار انجام میدهد و صدقات و انفاقات مالی فراوان داشته باشد. به حسب ظاهر باید اینگونه اعمال دفع بلا و رفع بلا و جلب منفعت از جمله استجابت دعا کند، ولی به سبب همان عدم خلوص و ریاکاری تأثیرش را از دست میدهد.
در حدیثی امام صادق (ع) از جدش نقل میکند: «سَيَأتِي على اُمَّتِي زمانٌ تَخبُثُ فيهِ سَرائرُهُم، وتَحسُنُ فيهِ عَلانِيَتُهُم طَمَعا في الدنيا، لايُريدُونَ بهِ ما عندَاللّه ِ رَبِّهِم، يكونُ دِينُهُم ریا، لايُخالِطُهُم خَوفٌ، يَعُمُّهُمُ اللّه ُ مِنهُ بعِقابٍ فَيَدعُونَهُ دُعاءَ الغَريقِ فلا يَستَجِيبُ لَهُم؛[10] زمانی بر مردم فرا میرسد که باطن آنها آلوده و ظاهرشان زیبا است و این به خاطر طمع در دنیا رخ میدهد، هرگز آنچه را نزد پروردگارشان است اراده نمیکنند، دین آنها ریا است و خوف خدا در قلبشان نیست، خداوند مجازاتی فراگیر بر آنها میفرستد و آنها همچون فرد غریق او را میخوانند، ولی دعای آنان را اجابت نمیکند!»
کی دعای تو مستجاب شود
تا به یک روی در دو محرابی[11]
گمراهی و محرومیت از هدایت
ریاکاری آسیبهای جدی دیگری نیز به شخص وارد میسازد. به این معنا که موجب محرومیت از هدایت خاص خداوند میشود و همین ایمان و باوری که دارد از دست میدهد.
قرآن کریم درباره ریاکاری منافقین میفرماید: إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا؛[12] همانا منافقان باخدا مکر و حیله میکنند و خدا نیز با آنان مکر میکند و چون به نماز آیند با حال بیمیلی و کسالت نماز کنند و برای ریاکاری آیند و ذکر خدا را جز اندک نکنند.
کسی که در خلوت خویش خوابآلود و کسالتآور نماز میخواهند و در میان مردم شاد و خوشحال و شاداب نماز میگزارد، در حقیقت خود را میفریبد و زمینه گمراهی را فراهم میآورد.
بیاعتمادی اجتماعی
ریا خصلت شومی است که علاوه بر آثار سوء فردی، آثار سوء اجتماعی نیز دارد و چه بسا باعث هلاکت یک قوم و یک ملت گردد. کسی که به ریاکاری عادت کند، برنامههای اجتماعی او از محتوا خالی شده و در مشتی ظواهر فاقد معنی خلاصه میشود.
آن کس که برای خدا کاری انجام میدهد، شالوده آن را محکم میکند و تمام تلاش او این است که مردم از آن بهره بیشتری گیرند؛ ولی کسی که برای تظاهر و ریاکاری عملی انجام میدهد، تنها به ظاهر و زرق و برق آن میپردازد، بیآنکه به عمق و باطن و شالوده عمل و بهرهگیری نیازمندان اهمیت دهد و چه دردناک است سرنوشت چنین انسان و چنین جامعهای.
رياكار قبل از هر فرد ديگرى دچار سوءظن مىشود، او مانند هر خطاکار ديگرى، ديگران را به كيش خود مىپندارد در نتيجه، اعمال مردم صالح را با بدگمانى مىنگرد و احتمال مىدهد كه آنان نيز همچون او رياكار باشند. چنين فردى از آثار مثبت همنشینی با صالحان محروم مىشود و از فوايد حضور در اجتماعات معنوى بىبهره مىماند.
و درصورتیکه ریاکاری رياكاران آشكار شود؛ فضاى بىاعتمادى در اجتماع پديد مىآيد و محيط برادرى و اعتماد آلوده مىشود.
ریاکاری و ظاهرنمایی همیشه در برابر دیگران انجام میگیرد و ریاکار با رفتار ریاکارانه خود، ذهن و دل دیگران را مورد هدف قرار میدهد و با دغلبازی و حیلهگری، فلز کم ارزش زرنگار را به عنوان طلا و زر ناب معرفی میکند.
اعتماد و اطمینان، تعهد وفای به عهد، صداقت و صراحت و امثال اینگونه ارزشها، در میان چنین مردمی به کلی رنگ میبازند و اصول اخلاقی جامعه که زندگی مردم بر آن اصول استوار است را متزلزل میکند.
رسوایی نزد مردم
فرد ریاکار همواره در معرض رسوایی و بی آبرویی قرار دارد؛ زیرا باطنش با ظاهرش متفاوت است و درحالیکه ظاهرش را نیکو جلوه میدهد، از باطنی علیل و بیمارگونه برخوردار است.
این دوگانگی ظاهر و باطن، بالاخره روزی آشکار میشود و موجب رسوایی او نزد مردم خواهد شد. علی (ع) در روایتی ریاکاری را تقبیح میکند و میفرماید: «ما اقبح بالانسان باطناً علیلا و ظاهراً جمیلا؛[13] چقدر زشت است که برای آدمی که باطنی بیمار و ظاهری زیبا داشته باشد».
فردی که میخواهد به وسیله امور عبادی خود را در اجتماع موجه جلوه دهد تا به مقام و منزلتی برسد، نهایتاً در جایی متوقف میشود و مردم هم به این ظاهرسازی او پی میبرند و آن زمان است که در نزد همان مردم هم دیگر اجر و قربی نخواهد داشت.
عقوبت الهی و محرومیت از بهشت
بر اساس آیات و روایات، بهشت بر ریاکاران حرام خواهد بود. در قرآن آمده: فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ؛ الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ؛[14] الَّذينَ هُمْ يُراؤُنَ؛ عذاب و هلاکت ابدی (ویل) بر نمازگزارانی که نسبت به نماز بیتوجه هستند و ریاکاران.
پیامبر اکرم (ص) دراینباره میفرمایند: «اِنَّ الْجَنَّهَ تَکَلَّمَتْ وَ قَالَتْ إِنِّی حَرَامٌ عَلَى کُلِّ بَخِیلٍ وَ مُرَاءٍ؛[15] بهشت به سخن درمیآید و میگوید به درستی که من بر هر بخیل و ریاکاری حرام هستم».
آن حضرت در سخن دیگری فرمودند: «إنّ المُرائيَ يُنادى يَومَ القِيامَةِ: يا فاجِرُ! يا غادِرُ! يا مُرائي! ضَلَّ عَمَلُكَ و بَطَلَ أجرُكَ، اذهَبْ فَخُذْ أجرَكَ مِمَّن كُنتَ تَعمَلُ لَهُ؛[16] روز قیامت شخص ریاکار را صدا میکنند و میگویند ای فاجر! ای حیلهگر پیمان شکن! و ای ریاکار! اعمال تو گم شد و اجر تو نابود گشت برو پاداش خود را از کسی که برای او عمل کردی بگیر!»
یکی از اصحاب میگوید: پیامبر (ص) را گریان دیدم، عرض کردم: چرا گریه میکنید؟ فرمود: «إنّي تَخَوَّفتُ على اُمَّتِي الشِّركَ، أما إنّهُم لا يَعبُدُونَ صَنَما ولا شَمسا ولا قَمَرا ولكنّهُم يُراؤونَ بأعمالِهِم؛[17] من بر امتم از شرک و چندگانه پرستی بیمناکم! بدانید آنها بت نخواهند پرستید و نه خورشید و ماه و قطعات سنگ را، ولی در اعمالشان ریا میکنند و از این طریق وارد وادی شرک میشوند».
[1] همان، ج 2، ص 293، ح 3.
[2] ابن فهد حلی، عدّة الداعي، ص 214.
[3] شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ١، ص ٤٩.
[4] پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، جلد 1، صفحه 738.
[5] شیخ کلینی، كافي، ج 2، ص 295، ح 7.
[6] نراقی، جامع السعادات، ج 2، ص 387.
[7] شیخ صدوق، امالی، ص ۳۹۸.
[8] شهید ثانی، منیه المرید، ص 318.
[9] شیخ کلینی، كافي، ج 2، ص 233، ح 9.
[10] علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 18، ص 146، ح 6.
[11] سعدی، قصاید، شماره 51.
[12] نساء، آیه 142.
[13] آمدی، غررالحکم، ح ۹۶۶۱.
[14] ماعون، آیات 4 – 6.
[15] علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 72، ص 305، ح 52.
[16] شهید ثانی، منیه المرید، ص 318.
[17] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 179.
No comment