از شرایط اولیه خودسازی، انتخاب عرصهای است که سالک در آن، استعدادهای فراوان اخلاقی و انسانی خود را در روابط گوناگون اجتماعی، شکوفا میسازد و در آن، صفات کمال و اخلاق بندگی و معاشرت با بندگان خداوند را تمرین مینماید.
ما برای اینکه انسان خوبی از منظر جامعه و بنده خوبی از منظر خداوند باشیم، تنها پرداختن به اخلاق و عبادات فردی کفایت نمیکند؛ زیرا اسلام دینی عمدتاً اجتماعی است و راهبرد و راهکارهای تربیتی خود را با توجه به حضور فرد در جامعه و در ذیل مشارکت شهروندان در اداره و پیشبرد اهداف آن ارائه میدهد؛ بنابراین کسی که شغل، حرفه، تخصص و فعالیت خاص و مفیدی در عرصه جامعه ندارد، امکان و زمینه گستردهای برای فعالیتهای خودسازانِ در اختیار نخواهد داشت و حرکت سلوکی او با توقف روبهرو خواهد شد.
بر همین اساس، لازم است هر فرد بهحسب شناختی که نسبت به استعدادها، اهداف و بعد انگیزشی خود دارد، عرصهای را برای فعالیتهای اجتماعی و شغلی انتخاب کند و با آن جایگاه و موقعیت، حرکت سلوکی خود را تنظیم نماید و عرصه انتخابی را به مثابه سنگری برای خود قرار دهد تا ضمن خدمت به خلق و کمک به اداره نظام اجتماعی در وصول به اهداف و آرمانهای کلان، با نقایص و مفاسد اخلاقی و ضعفهای عملی خود – در ظرف روابط گوناگونی که با طیفهای مردم دارد – مبارزه نماید و صلاحیتهای اخلاقی و معنوی خود را پرورش دهد.
با توجه به اینکه این عرصهها بسیار گسترده و متنوع است و به منظور تبیین آشکار موضوع مورد بحث، تنها به ذکر چند نمونه اکتفا مینماییم.
اگر کسی مثلاً علاقه و استعداد خود را در کسب علوم دانشگاهی یافت، عرصه اصلی خودسازی برای او، مراکز تعلیم و تعلم دانشگاهی است. چنین فردی باید فعالیتهای خودسازانِ خود را با توجه به فضای حاکم بر همان موقعیت تنظیم نماید و سعی کند در امر دانشپژوهی و حوزه تخصصی خود که از میان شاخههای مختلف علوم تجربی انتخاب نموده است، به فعالیتهای مؤثر بپردازد و خود را بهعنوان فرد شاخص در آن حوزه به جامعه معرفی نماید و در روابط خود با اساتید و دانشجویان و سایر کارکنان محیط و ادارات دانشگاه، ارزشهای اخلاقی و انسانی خود را به منصه ظهور برساند و استعدادهای خویش را شکوفا نماید.
یا فردی که استعداد و علاقهمندی او در پرداختن به علوم دینی و عرصه هدایت و ارشاد مردم است، باید بکوشد تا بهعنوان یک عالم دینی، حوزه تعلیم و تعلم و هدایت دینی را عرصه رشد استعدادها و ظهور و بروز ارزشهای اخلاقی و انسانی و معنوی خویش قرار دهد و در ارتباط با طلاب و اساتید حوزه و همچنین مؤمنان و هدایت جویان، نقاط ضعف و قوت اخلاقی خود را شناسایی و مرتفع نماید و همچنین مهارتهای لازم را برای اینکه عالم دینی مؤثری باشد، افزایش دهد و تواناییهای خود را شکوفا نماید.
یا کسی که احساس میکند علاقه و استعداد او در زمینه فرهنگ و هنر است، بستر اصلی خودسازی برای او، همین عرصه است، این فرد علاوه بر روابطی که با سایر مردم برقرار میکند، استعداد و توانایی و مهارتهای تخصصی خود را در روابط خاص با سایر فرهنگیان و هنرمندان و کارکنان عرصه فرهنگ و هنر به منصه ظهور میرساند و میکوشد تا در آن حوزه فرد مفید و مؤثری باشد.
عرصههای فعالیت اجتماعی، شامل سیاستمداران، صنعتگران، ارائه کنندگان خدمات مختلف اجتماعی و اقتصادی، تجار و بازرگانان، کارمندان و کارگران، نظامیان و کسبه عادی و سایر حرف و مشاغل میشود، اما نکتهای که بر آن تأکید میشود، ضرورت انتخاب یک یا چند عرصه – به حسب توان – برای فعالیتهای اجتماعی مفید و مؤثر است، البته تفاوتی نمیکند که عرصه و سنگری که فرد برای کار و کوشش و جهاد و مبارزه انتخاب میکند، چگونه باشد، مهم این است که سالک بهحسب علاقه و استعداد، موضع و جایگاه اجتماعی و شغلی خود را مشخص نماید و در آن موضع – در کنار انجام وظایف شغلی و حرفهای که به عهده اوست – به ایفای نقش پرداخته و ارزشهای اخلاقی و معنوی خود را در روابط گوناگونی که با طیفهای مختلف مردم و همکاران و همسنگران دارد، آشکار نماید و تخصص و تعهد دینی خویش را به منصه ظهور برساند و تلاش خود را برای اینکه انسان تأثیرگذار و مفیدی باشد، به کار بندد.
البته هر قدر عرصههای انتخابی فرد متعالیتر و دارای دامنه گستردهتری باشد، رشد و شکوفایی که در آن اتفاق میافتد، بزرگتر خواهد بود؛ بر این اساس برترین و گستردهترین جایگاه اجتماعی که مقام امامت و رهبری سیاسی و دینی جامعه است، بیشترین عامل شکوفایی افراد انسانی را فراهم میآورد و اگر کسی موفق شود در جایگاه رهبری جامعه قرار بگیرد، به نهایت شکوفایی ممکن برای یک انسان خواهد رسید و استعدادهای فراوان او به فعلیت میرسد، بهگونهای که گاهی مردم آن جامعه نسبت به ابعاد شخصیت و تواناییهای به ظهور رسیده در او دچار شگفتی میشوند و به همین دلیل محبوبیت او پیوسته میان مردم بیشتر خواهد شد.
سایر مناصب اجتماعی رایج مانند ریاست جمهوری و وزارت و نمایندگی مجلس و مدیریتهای کلان سیاسی و اجتماعی نیز عرصههای بزرگ خودسازی و رشد انسانی هستند که اگر افراد با رویکرد اخلاقی و الهی به این مناسب و مقامات بنگرند، میتوانند در این جایگاه خود را بسازند و به مهارت و تواناییهای گسترده دست یابد.
شاهد این گفتار تغییرات بنیادین وسیعی است که قبل از احراز پستهای کلیدی و پس از آن در چنین افرادی دیده میشود و هر یک از ما به عینه مشاهده میکنیم فردی که دارای صلاحیتهای ابتدایی برای احراز مناصب مدیریتی بود، هنگامی که در یک جایگاه مهم اجتماعی قرار میگیرد، پس از مدتی، تواناییهای مدیریتی و شخصیتی او رشد فراوان خواهد یافت و نوعی دگرگونی وسیع در صفات و خلقیات و خصوصیات او به ظهور میرسد که قبلاً چنین نبود.
بنابراین سالک همواره باید توجه داشته باشد، علاوه بر نگاه شغلی و حرفهای که برای تأمین معاش، به کار و کوشش اجتماعی دارد، لازم است نگرش عمیقتری به اینگونه فعالیتها در خویش ایجاد نماید و آن نگرش خودسازانِ است، یعنی بداند علاوه بر نقشی که مشاغل و حرفهها و مناصب مدیریتی در راستای تأمین امکانات زندگی و امرار معاش به عهده دارند، نقش مهمتر و سرنوشتسازتری در زندگی ایفا میکنند و آن تأثیر در سازندگی شخصیت و کمال زایی اصحاب حرف و مشاغل و مسئولیتهای اجتماعی است.
No comment