تزکیه تعبیر دیگری از خودسازی است که شامل پاکسازی روح از بدیها و رذایل و آراستن به خوبیها و فضایل است که با رویکرد جامع به آن، شامل افکار و اخلاق و رفتار آدمی میشود.
قرآن کریم میفرماید: <قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها>[1]؛ یعنی از درون خویش شکوفه زند و سر از خاک طبیعت خویش برآورد، رستگار میشود و کسی که تواناییهای خویش را «دس» کند، یعنی زیر خاک طبیعت مدفون سازد، خسارت زده و نابود میگردد.
قریب به چهل آیه از قرآن کریم از فلاح و رستگاری انسان سخن میگوید؛ گرچه به یک معنا، همه قرآن راهبرد رستگاری انسان است.
«فلح» در لغت به معنای شکافتن و سر برآوردن از خاک است. دانهای را که کشاورز در زمین میکارد، وقتی شرایط برای رشد و شکوفایی آن فراهم شود،
از یکطرف شروع به ریشه دوانیدن در خاک و قوت گرفتن از زمین میکند و از طرف دیگر، شروع به شکافتن زمین و سر برآوردن از آن و رشد کردن و شکوفا شدن مینماید؛ تا بدآنجا که تمام ظرفیتها و استعدادهایش شکوفا میشود و به نهال و سپس درخت کامل و پرثمر تبدیل میگردد.
این فرایند دقیقاً در مورد انسان نیز صادق است و واژه فلاح همین فرایند را توضیح میدهد؛ فرایندی که برای صیرورت و شدن و کمال یافتن، باید سر از خاک طبیعت بیرون آورد و در زمین ملکوت، ثمربخش شود.
عنوان «تزکیه» اگر چه فراوان استعمال شده، اما تنها ناظر به مرحله تخلیه از رذایل است و شامل تمام ابعاد و مراحل خودسازی و سلوک دینی نمیشود.
[1]. شمس، آیات 9 و 10 «هر آینه کسی که نفس خویش را تزکیه کند».
No comment