مبتنی بر برتری صفت حیات در میان صفات الهی و همچنین تأکید فراوان آموزه‌های دینی و درک و تجربه انسان، هیچ چیزی در زندگی انسان، برتر و با ارزش‌تر از خود زندگی نیست.

باید اعتراف نماییم که متأسفانه بسیاری از مردم در اثر جهالت و نادانی، زندگی و عمر خود را صرف به دست آوردن مال و ثروت و قدرت و شهرت و مانند آن می‌نمایند، درصورتی‌که از دیدگاه حکمت دینی و عقلانیت رشد یافته انسانی، اصل زندگی و عمر انسان در این دنیا، از همه این امور با ارزش‌تر است و انسان‌های عاقل و فهمیده، اگر تلاشی برای به دست آوردن ثروت و امکانات دنیوی دارند، هدفشان صرف آن در مسیر کیفیت بخشیدن به زندگی است نه کمیت بخشی به اموال و دارایی‌های مادی.

بسیاری از مردم زندگی می‌کنند تا خانه و ماشین به دست آورند، درصورتی‌که انسان‌های مؤمن و عاقل، خانه و ماشین تهیه می‌کنند تا زندگی معنوی و انسانی داشته باشند.

اهمیت فوق‌العاده زندگی واقعی و معنوی انسان، موجب شده خداوند به عموم مردم گوشزد نماید که اسیر امکانات دنیوی و مادی نشوند و زندگی واقعی خود را صرف تهیه امکانات دنیوی و هواهای نفسانی خیالی نکنند.

قرآن به کسانی که زندگی و عمر خود را صرف به دست آوردن دنیا می‌کنند، می‌فرماید: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ؛[1] بدانید که زندگانی دنیا به حقیقت بازیچه‌ای است طفلانِ و لهو و عیّاشی و زیب و آرایش و تفاخر و خودستایی با یکدیگر و حرص افزودن مال و فرزندان.

خداوند در این آیه شریفه براى این‌که اندیشه انسان‌ها را از افق گرایش به دنیای فانی و محدود فراتر برد و جهان‌هاى وسیع‌ترى در برابر دید عقل آن‌ها بگشاید، چگونگى زندگى مادی را در مقایسه با زندگى معنوی در یک عبارت کوتاه و بسیار پرمعنا بیان نمود.

«لهو» به معناى سرگرمى است. هر کارى که انسان را به خود مشغول و از مسائل اصولى زندگى منحرف ‏کند، لهو است. «لعب» (بازى) به کارهایى می‌‏گویند که داراى یک نوع نظم خیالى براى یک هدف خیالى است.

در لعب و بازى یکى شاه می‌‏شود و دیگرى وزیر، یکی فرمانده لشگر و دیگرى قافله، یا دزد، و بعد از درگیری‌‏ها وقتى بازى به پایان می‌‏رسد، می‌‏بینیم همه نقش‌ها خواب‌وخیال بوده است.

قرآن کریم می‌‏گوید: گرایش افراطی به امکانات دنیوی و اینکه انسان عمر خویش را صرف به دست آوردن چنین امکاناتی نماید، انسان را سرگرم بازی‌های خیالی می‌کند؛ مردمى جمع می‌‏شوند و به پندارهایى دل می‌بندند، بعد از چند روزى پراکنده می‌‏شوند، و در زیر خاک پنهان می‌‏گردند، سپس همه چیز به دست فراموشى سپرده می‌‏شود.

قرآن کریم در واقع با کم ارزش نشان دادن حیات مادی و امکانات دنیوی، درصدد بیان ارزش فوق‌العاده زندگی معنوی انسان و سوق دادن او به زندگی واقعی است.

نشانه دیگر، ارزش و اهمیت فوق‌العاده‌ای است که اسلام برای سلامتی قائل شده و دستورات فراوان بهداشتی و درمانی برای حفظ سلامتی و سبک صحیح زندگی صادر کرده که تمامی آن‌ها نشانگر اهمیت دادن به زندگی و عمر انسان در این دنیا است.

به همین دلیل است که از نگاه دینی خودکشی و قتل نفس از بزرگ‌ترین گناهان شمارش شده و حتی انسان حق ندارد به بدن و زندگی خود آسیب وارد نماید. اسلام با هر عاملی که به نحوی زندگی آدمی را به خطر بیفکند، مبارزه می‌کند و ارتکاب عمدی آن را تحریم نموده است.

همچنین اسلام عمر (مدت زمان زندگی) انسان در این دنیا را مهم‌ترین سرمایه او در زندگی می‌داند که در صورت بهره‌گیری صحیح می‌تواند، آینده سعادت‌بخش و روشنی برای انسان به ارمغان آورد. هرچند بهره‌وری از سرمایه عمر، ویژه انسان‌های عاقل و آینده‌نگر است.

به‌عبارت‌دیگر، ارزش عمر بستگى به کارکرد مثبت آن در مسیر تعالی روحی دارد و در این راستا هر عاملی که باعث نزدیکی انسان به خدا شود و تأمین کننده سعادت او باشد مانند ایمان، عمل صالح، بندگى خدا و اخلاق نیکو، وقت و عمر انسان را ارزشمند می‌نماید.

امیر مؤمنان (ع) در این زمینه فرموده: اِنَّ عُمْرَکَ مَهْرُ سَعادَتِکَ، اِنْ اَنْفَدْتَهُ فى طاعَةِ رَبِّکَ؛[2] همانا عمر تو، مهریه سعادت و خوشبختى تو است، به شرط آنکه آن را در طاعت و بندگى پروردگارت به پایان ببرى.

و نیز فرمود: إن المغبون من غبن عمره، وإن المغبوط من أنفذ عمره فی طاعة ربه؛[3] بازنده كسى است كه عمر خود را ببازد و خوشبخت كسى است كه عمرش را در طاعت پروردگارش گذراند.

سپس فرمود: فلیس لا نفسکم ثمن الا الجنة فلاتبیعوها الا بها؛[4]براى نفس شما قیمتى جز بهشت نیست، جانتان و خودتان را به غیر از بهشت، به چیز دیگرى، نفروشید.

آنتوان چخوف، بااینکه کمتر از پنجاه سال عمر کرد، اما به دلیل آن‌که قدر وقت را می‌دانست، هزار داستان کوتاه و چندین کتاب از خود به یادگار گذاشت.

شاید (یک روز) خیلى بی‌اهمیت به نظر برسد، اما از لحاظ کیفیت با (یک سال) بلکه گاهی با (ابدیت) برابر است.

اما متأسفانه وضع اکثر جوانان امروزی مانند مرد ثروتمندی می‌ماند که سرمایه خود را بدون پروا خرج می‌کند، غافل از آن‌که دیر یا زود ثروت کلانش به پایان خواهد رسید.

پیامبر اکرم (ص ) فرمود: اذا کان یوم القیامه لا یزول العبد قدما عن قدم حتی یسئل عن اربعة اشیاء، عن عمره فیما افناه و عن شبابه فیما ابلاه و عن ماله من این اکتسبه و فی ما انفقه و عن حبنا اهل البیت؛[5] در قیامت هیچ بنده‌ای قدم از قدم برنمی‌دارد، مگر اینکه از او سؤال می‌شود: عمرش را در چه کارى صرف نموده و از جوانی‌اش که در چه راهى تمام کرده است و از مالش که از چه راهی به دست آورده و چگونه مصرف نموده است و از محبت ما اهل‌بیت (ع).

به‌طورکلی قیامت ظرف ظهور انسان است و لحظه‌های زندگی هر یک صندوقچه‌هایی هستند که در آخرت باز می‌شوند و محتوای خویش را به آدمی می‌نمایانند. درصورتی‌که انسان از آن لحظه‌ها به‌خوبی استفاده کرده باشد، در قیامت شاد می‌شود و در غیر این صورت افسرده و حسرت‌زده خواهد شد.

رسول گرامی اسلام در روایت بسیار عبرت‌آموزی به این حقیقت اشاره نموده است . ایشان فرموده: روز قیامت که می‌شود برای هر روز از عمر انسان بیست‌وچهار صندوقچه به تعداد ساعت‌های شبانه‌روز باز خواهد شد.

صندوقچه‌ای را باز می‌کنند، و بنده آن را مملو از نور و سرور می‌یابد، در آن هنگام به‌اندازه‌ای خوشحال می‌شود که اگر آن خوشحالی را به تمام اهل جهنم تقسیم کنند، همه آن‌ها حالتی پیدا می‌کنند که درد سوزنده آتش را احساس نمی‌کنند، آن ساعتی است که در آن خدای تعالی را اطاعت نموده است.

سپس صندوقچه دیگری را باز می‌کنند و می‌بیند که پر از تاریکی و بوی بد بسیار ناراحت‌کننده است، در آن هنگام چنان ناله و حالت دردناکی پیدا می‌کند که اگر آن ناراحتی را به تمام اهل بهشت تقسیم کنند، لذت درک نعمت‌های بهشتی برای آن‌ها نقصان می‌یابد، آن ساعتی است که در آن، خدای تعالی را معصیت نموده است.

پس‌ازآن صندوقچه دیگری را باز می‌کنند و مشاهده می‌کند که کاملاً خالی است، یعنی محتوای آن نه باعث خوشحالی او می‌شود و نه باعث آزار او، این ساعتی است که در آن خوابیده و یا به کارهای مباح دنیا مشغول شده است، در این لحظه است که احساس خسارت می‌کند و تأسف می‌خورد که چرا از آن فرصت‌های سرنوشت‌ساز بهره نبرده، در صورت که می‌توانست آن‌ها را پر از کارهای نیکی و نور و سروری کند که قابل توصیف نباشد. بعد می‌فرماید: به همین خاطر است که قرآن کریم قیامت را روز تغابن نامیده است.[6]


[1] حدید، آیه 20.

[2] آمدی، غرر الحکم، ح 3429.

[3] همان، ح 3502.

[4] مجلسی، بحار الانوار، ج 1، ص 144.

[5] شعیری، جامع الاخبار، ص 204.

[6] مجلسی، بحار الانوار، ج 7، ص 262.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *