تلاش ظاهری انسان در زندگی برای وصول به آرزوهای صنفی است، اما در عمق این خواستهها و آمال و آرزوها، اهداف عمیقتر و پنهان وجود دارد که دارای اهمیت است و پیگیری آرزوها، در واقع برای وصول به آن اهداف و وسیله و ابزار رسیدن به آن مقاصد است.
از اهداف انسانی و اجتماعی، تحت عنوان گرایش یاد میشود. در حقیقت وجود این گرایشها باعث میشود انسان برای رسیدن به آرزوهای صنفی خود تلاش مجدانه انجام دهد.
دستیابی به قدرت، مقام و منصب، شهرت، پول و ثروت، لذت، رفاه و آسایش مادی، مهمترین گرایشهای درونی انسان هستند که انگیزه فعالیتهای شغلی و آرزوهای صنفی را ایجاد و افزایش میدهند.
به طور مثال اغلب افرادی که آرزوی پزشک شدن دارند، اگر در خویش نیکو بنگرند درخواهند یافت که آنان در واقع خواستار ثروت و قدرتاند و پزشک شدن را ابزاری برای رسیدن به چنین اهدافی میدانند و به علم پزشکی به عنوان یک آرزو و شغل مستقل و مقدس نمینگرند.
یا فردی که آرزو دارد هنرپیشه، خواننده، نوازنده و مانند آن باشد، انگیزهاش این است که به شهرت و ثروت و مانند آن دست یابد و این انگیزههای پنهانی است که او را به این وادی کشانده و تمسک به مهارتهای هنری را برای وصول به چنین اهدافی دنبال مینماید.
یا کسی که عشق مدیریت و سیاست دارد و مدام کاندید مجلس عوام و خواص میشود و در انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکند، اغلب قصد و نیتش تنها خدمت به مردم و دین خدا نیست و مقام و منصب دولتی را برای رسیدن به ثروت و ارضای حس قدرتطلبی و سلطهجویی خود میخواهد و برای آن تلاش میکند.
گرایش به بسیاری از مشاغل و آرزوهای صنفی در اغلب افراد، به خاطر درآمدزایی و میل به ثروتاندوزی یا تأثیر آن در ارضای حس قدرتطلبی و شهرتجویی و یا حداقل رسیدن به رفاه و آسایش و لذتجویی مادی و زندگی لوکس و اشرافی و تفاخر و تکاثر و گاهی تکبر و برتریجویی بر دیگران است.
این نوع هدفمندی، آگاهانه و ارزشمند نیست و به همین دلیل زمینهساز گرایش به رذایل اخلاقی و مفاسد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی خواهد بود.
انسان به آرزوهای صنفی و اهداف انسانی و اجتماعی نیاز دارد، اما به صورت آگاهانه، معنادار و ارزشی تا با هدف نهایی و قبله آمال تعریف شده دینی برای انسان در زندگی، همراه و همگام شود و آدمی را در سفر زندگی به سرانجام نیکو و هدف خلقت و مقصد حقیقی حیات برساند.
No comment