اگر انسان با تعصب در پی حقیقت باشد و از عقل کمک نگیرد، به حقیقت نمیرسد. سرچشمه لجاجت و تعصّب هر چه باشد، غالباً جهل و کوته فکری آمیخته با آن است؛ چراکه دارنده آن چنین میپندارد که اگر دست از عقیده خود بردارد، همهچیز را از دست میدهد، یا شخصیت او در هم میشکند که گاه سرچشمه آن تکبّر و خودخواهی است، بهطوریکه حاضر نیست در مقابل حق خضوع کند و گاه عوامل دیگر.
در این زمینه روایات فراوانی وارد شده. امیر مؤمنان (ع) میفرماید: اَللَّجُوجُ لا رَأْی لَهُ؛[1] افراد لجوج نظر صائبی ندارند.
تعصّب و لجاجت حجاب ضخیمی در مقابل دیدگان عقل انسانها فرومیافکند و به آنها اجازه نمیدهد واقعیتها را ببینند. افرادی را میبینیم که به هیچ قیمت حاضر نیستند از عقیده و حرف خود دست بردارند؛ هرچند دلایل قطعی بر بطلان آن اقامه شود و بهاصطلاح اگر با هزار و یک دلیل ثابت کنید مرغ دو پا دارد، باز میگویند یک پا دارد! و اگر دستشان را بگیریم و مقابل آفتاب ببریم، چشم خود را میبندند و میگویند شب است!
[1] آمدی، غررالحکم، ح 887.
No comment