موضوع دین خود معنوی انسان است، اگر انسان روح و بعد مجرد نداشت، به دین نیاز مند نبود، بدن مادی انسان برای رفع نیازهایش به دانش حسی و طبیعی نیاز دارد، اینگونه دانش در خود طبیعت یافت می شود و آدمی قادر است با ابزار حس و تجربه و علوم دانشگاهی، به رفع نیازهای دانشی خویش بپردازد، ولی روح مجرد انسان، نیاز به دانش و بینش معنوی دارد، اینگونه آگاهی، با ابزار طبیعی تحصیل نمی شود و نیازمند به وحی و ابزار فرا طبیعی است. دین، در اصل، تامین کننده نیازهای بینشی و دانشی و روشی انسان در زندگی معنوی و فرا طبیعی او است .

دین و خود اصیل انسان به هم پیوندی عمیق دارند. یاد خدا بودن، همان چیزی است که بعد معنوی انسان به وسیله آن به تعالی و کمال می رسد؛ ازآن‌رو دین گریزی چیزی جز فرار از خود نیست، بی توجهی به دین و یاد خدا، در حقیقت، بی توجهی به خویشتن خویش است.

یاد خدا هم آغوش یاد خود است و یاد خود یاد خداوند را در پی خواهد داشت، کسی که یاد خدا را به فراموشی سپارد، خود را فراموش کرده و فراموشی خود، مستلزم از یاد بردن خداوند و معبود هستی است.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *