از مهمترین اهداف پیامبران الهی تزکیه نفوس، یعنی پاک کردن مردم از هواهای نفسانی و زشتیها و پلیدیها و اخلاق ناصالح است و این موضوع باعث میشود رویکرد کلی دین تربیتی باشد.
شهید مطهری: بزرگترین برنامه انبیاء تزکیه نفس است. بزرگترین خسران عصر ما این است كه همواره میگویند آزادی، اما جز از آزادی اجتماعی سخن نمیگویند؛ از تزکیه نفس، دیگر حرفی نمیزنند و به همین دلیل به آزادی اجتماعی هم نمیرسند.
مقام معظم رهبری: بعثت نبی مکرّم (ص) هدیه به همه بشریت هم هست. اگر ما در میان سلسله ارزشهای اسلامی – که مجموعهی ارزشهای اسلامی خیلی گسترده است – فقط دو ارزش را در نظر بگیریم، یعنی عنصر «گسترش عقلانیت» و عنصر «پرورش اخلاق» را که دو عنصر برجسته از این ارزشها است، تصدیق خواهیم کرد که اسلام عالیترین هدیه و وسیله سعادت را به بشریت عطا کرده است.
در مورد گسترش مفاهیم اخلاقی و پرورش اخلاق همین بس که در چند آیه قرآن، در صدر اهداف بعثت، اخلاق و تزکیه را ذکر کرده: هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمِّیّینَ رَسولاً مِنهُم یَتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم؛ اوّل، تزکیه است؛ همچنین در آیات دیگر: لَقَد مَنَّ اللَهُ عَلَى المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم یَتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم؛ چند جای دیگر هم در قرآن هست که هدف بعثت را «تزکیه» معیّن کرده است؛ در رأس اهداف «بعثت» تزکیه است.
راهبرد قرآن کریم برای خودسازی و تربیت انسان و رهایی از شرک و مصداق بارز آن (خودپرستی و بردگی نفس اماره)، «تزکیه نفس» و جهاد اکبر و مبارزه با هواهای نفسانی است؛ چراکه ریشهایترین مانع سلوک دینی، غرایز حیوانی و هواهای نفسانی است.
هواهای نفسانی به شدت انسان را در جهت انجام وظایف دینی و عبادی و اجتماعی محدود میکند و او را به بردگی جنبههای حیوانی خود میکشاند و جلوی رشد و تعالی روحی را میگیرد.
در مثال عرفی تزکیه مانند وجین کردن محصولات زراعی است. کشاورز با برچیدن علفهای هرز از مزرعه و باغ خود به رشد درختان و گیاهان کمک میکند. همچنین است برچیدن علفهای هرز هواهای نفسانی از باغ دل که راه رشد و تعالی روح را به روی انسان میگشاید و تسریع میکند.
میتوان تزکیه را پالایش نفس از هواهای نفسانی و آثار و لوازم آن – گناهان و رذایل اخلاقی - به منظور آراستگی به اطاعت حقتعالی و فضائل اخلاقی دانست.
براى تحقق خودسازى، ابتدا باید رذایل اخلاقى و رفتاری را از خود دور نمود، سپس درخت پاکى نشاند.
کمال روح انسان، تنها از طریق تزکیه و جهاد با نفس، قابل وصول است و هر کس قلب و روح خود را از گناه و بدی، پاک و منزه سازد، به یقین رستگار خواهد بود و هر که او را به کفر و گناه بیالاید، البته زیانکار خواهد گشت.
مرحوم نراقى: زنهار اى جان برادر! تا حدیث بیمارى روح را سهل نگیرى و معالجه آن را بازیچه نشمارى و مفاسد اخلاق را اندک ندانی… مسامحه در معالجه آنها آدمی را به هلاکت دائم و شقاوت ابدی میرساند و صحت روح و اتصاف آن به محاسن اخلاق باعث زندگانى ابدى و حیات حقیقى میشود و بعد از آنکه ساحت نفس از اخلاق ناپسند پاک و آراسته گردد، مستعد قبول فیضهاى الهى میگردد.[1]
در برخی روایات آمده: ملائکه داخل خانهاى که در آن سگ باشد نمیشوند[2]. پس هرگاه خانه دل مملو از صفات رذیله حیوانی که همچون سگان درنده هستند باشد، چگونه ملائکه در آن داخل شوند؟!
در اهمیت تزکیه نفس همین بس که قرآن کریم در سوره شمس، بعد از ذکر يازده قَسَم مهم به خورشید و ماه و مانند آن، راه اساسي رسيدن به رستگاري را، تزکیه نفس ذکر کرده و میفرماید: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا؛[3] هر کس نَفْس خود را پاک و تزکيه کرده، رستگار شده و کسي که آن را در زير هوا و هوس مدفون کرده است، زيانکار گشته است.
دس، یعنی دفن کردن. با پیروی از نفس انگار که روح زیر خروارها خاک هواهای نفسانی دفن میشود، رستگاری در این است که این خاکها را کنار بزنید (تزکیه) و آزاد شوید (آزادی معنوی) تا بتوانید در عبودیت حق موفق باشید.
رستگاری و رستن گیاه آنگاه تحقق مییابد که موانع آن رفع شود، خاک شکافته گردد تا گیاه از آن سر برآورد و به سمت آسمان حرکت کند. شکوفا شدن درخت انسانیت نیز در این است که سر از خاک تن بیرون آورد و در فضای آزادی و معنویت رشد کند.
رستگاری معنوی از آن کسی خواهد بود که نفس خویش را از آلودگی به خلقوخوی حیوانی و شیطانی و گناه و عصیان و کفر پاک سازد و به سمت آسمان معنویت عروج نماید.
مکارم شیرازی: رستگاری از آن کسی است که نفس خویش را تربیت کند و رشد و نمو دهد و از آلودگی به خلقوخوی شیطانی و گناه و عصیان و کفر پاک سازد و در حقیقت مسئله اصلی زندگی انسان نیز همین تزکیه است که اگر باشد سعادتمند و الا بدبخت و بینواست.[4]
قرآن میفرماید: وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى؛[5] اما آنکس که از مقام پروردگار خویش، پروا کند ونفس خود را از هوی و هوسها باز دارد بی شک در بهشت مسکن خواهد داشت.
[1] نراقی، معراج السعاده، ص 13.
[2] کلینی، کافی، ج 6، ص 527.
[3] شّمس، آیات 9 و 10.
[4] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۷ و ۴۸.
[5] نازعات، آیه 40 و 41.
No comment