در طی تغییراتی که برای ما رخ می دهد، لازم است عادت ها و یافته هایی را رها کنیم تا به نتایج بهتر و خوشایندتری دست یابیم. هرچند این تغییرات در شروع ناملایم و ناراحت کننده است، ولی در طی آن، تصور وضعیت مطلوب در ذهن، موجب قوی تر شدن اراده آدمی برای رسیدن به شرایط مطلوب خواهد بود.
در زندگی عادی نیز همواره انسان برای خارجشدن از منطقه امن، دچار ترس و نگرانیهای بسیار میشود؛ زیرا همانطور که از اسم آن پیدا است، در این منطقه فرد احساس آرامش میکند و استرس کمی دارد.
در این شرایط فرد میداند که از وضعیت خود راضی نیست و نیاز به تغییر دارد، اما سؤالهای زیادی که در ذهن او میچرخند، مانع میشوند تا فرد بخواهد به خارجشدن از منطقه امن خود فکر کند و به تغییر وضعیت بیندیشد.
اگر من از پس این مشکلات بر نیایم چه میشود؟ اگر من موفق نشوم دیگران درباره من چه فکری میکنند؟ اگر مهاجرت کنم و کار پیدا نکنم چگونه به کشورم برگردم؟ اگر کسبوکار جدید من رونق نداشت، چگونه این بدهیها را جبران کنم؟
بار منفی این سؤالات مانع از این میشود که فرد بخواهد به وضعیت جدید فکر کند و شجاعت را برای تغییر از او سلب می نماید. با این وجود، چه کسی انکار میکند که کسب موفقیت با تغییر و تحول ممکن است؟
انسان برای موفق شدن باید راهی را امتحان کند که همیشه از انجام آن ترس و نگرانی داشته است. راههای جدید همواره انسان را به موفقیتهای جدید میرسانند. پس ما چاره ای جز داشتن شجاعت برای تغییر دادن وضعیت ناخوشایند فعلی نداریم. شجاعت در مدیریت تحول و تغییر به ما نیرو می بخشد تا نگرانی های ناشی از تغییرات سازنده زندگی را به خوبی درک و مدیریت نماییم.
No comment