نوعی گرایش به لذت‌جویی مادی در انسان وجود دارد و اساساً وجود آن حکیمانه است؛ مثلاً اگر انسان از ازدواج لذت نمی‌برد، ممکن بود سختی آن را تحمل نکند و نسل بشر منقرض شود.

اما حقیقت لذت عبارت است از ادراک چیزی که ملائم و موافق با طبیعت و روحیه انسان باشد و در مقابل، درک و احساس چیزهایی که ناگوار و مخالف اخلاق و طبیعت انسان باشد، دردآور و موجب کدورت روان و ناراحتی است.[1]

اقسام لذت‌ها

در یک تقسیم‌بندی کلی لذت‌ها بر چهار نوع است:

یک. لذت حسی: لذت‌هایی که از طریق اعضای بدن و حواس پنج‌گانه ظاهری نصیب انسان می‌شود.

دو. لذت خیالی: لذتی که از طریق خیال نصیب انسان می‌شود؛ مانند لذت بردن از خیال حضور در جای زیبا، لذت بردن از یک خاطره خوش و مانند آن.

سه. لذت عقلی: لذت بردن از درک حقایق عقلی؛ مانند لذت بردن از کشف فرمول‌های ریاضی و فیزیک یا قواعد فلسفی و لذت بردن از آگاهی یافتن بر امور علمی.

چهار. لذت معنوی و روحی: مانند لذتی که از امور معنوی و بندگی خدا نصیب بنده می‌شود. البته هدف بنده در امور معنوی و عبادی نباید لذت بردن باشد؛ چون امور عبادی باید خالصانه برای خدا انجام شود، اما عارفان و عابدان به‌طور طبیعی لذتی سرشار عایدشان می‌شود که کمتر از لذت مادی نیست.

پس اصل لذت برای هر انسانی طبیعی است، اما اینکه انسان از چه اموری لذت ببرد، به تربیت اخلاقی او مرتبط است.

پس لذت‌ها محدود به لذت‌های حسی و حیوانی نیست که اگر کسی لذائذ حسی خود را محدود کند و برای رسیدن به تعالی و کمال از لذت‌های دیگر بگذرد، بهره‌ای از لذت‌های زندگی نداشته باشد؛ مؤمنان واقعی محروم از هر نوع لذتی نیستند و زندگی به کام آنان تلخ نیست و برای آنان لذت‌های معنوی، مشروع و هنجاری فراوانی وجود دارد.

البته برتر بودن لذت، بستگی به دیدگاه و جهان‌بینی فرد دارد و انسان مؤمن لذت معرفت، عبادت و انس با پروردگار عالم را برترین لذت‌ها می‌داند، گرچه با آلام جسمی همراه باشد.

نکته مهم در استفاده از لذت‌های مجاز بهره‌گیری متعادل و غیر افراطی از آن‌ها است؛ زیرا بهره‌گیری افراطی حتی از این‌گونه لذت‌ها، باعث تغییر ذائقه روح می‌شود و این مسئله درک لذت‌های معنوی را دچار اختلال می‌سازد.

نمونه‌ای از لذت‌های مادی افراطی که قوه خیال را آشفته می‌سازد، چشم‌چرانی است، چنانکه قرآن می‌فرماید:

<قُل للمؤمنینَ یغُضّوا مِن ابصارِهِم… و قُل لِلمُؤمِناتِ یغضُضنَ مِن اَبصارِهنَّ>[2]؛

«به مردان بگو دیدگان خود را فروخوابانند و … به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش را فرو خوابانند».

 کسی که به چشم‌چرانی معتاد شد، فکر و خیال و قلبش مشغول دیده می‌شود و روحش آشفته و ذهنش مشوّش می‌گردد و مهار اسب سرکش شهوت از کفاش خارج می‌شود.

اما لذت‌گرایی مادی و غیرعقلانی از ممیزه‌های جاهلیت مدرن امروزی است که باعث شده انسان معاصر لذت‌های معنوی و شیرینی بندگی و عبادت خدا را درک نکند و با تغییر ذائقه‌ای که عمدتاً تحت تأثیر هجوم فرهنگی غرب مدیریت شده، به سمت لذت از اموری چون موسیقی و رقص و آواز حرام و گمراه‌کننده سوق یابد. در این جاهلیت، علم و تکنیک، بهداشت، سیاست، اقتصاد و سرمایه‌های عظیم مادی و انسانی، وسیله تقویت روح حیوانی بشر شده و فضایل روح انسانی، قربانی لذات شهوانی و غریزی گشته است.

برخی از حاکمان جهالت منش امروزی به جای آن‌که از فقرزدایی لذت ببرند، از به فقر کشیدن ملت‌ها لذت می‌برند. به جای لذت بردن از عفت، پاک‌دامنی، غیرت، عبادت، انس با خدا و معنویت، بخشش، ایثار و مانند آن، از اشاعه فحشا و دمیدن در آتش شهوات مختلف و متنوع و لذات جنسی نامشروع لذت می‌برند و گروهی به رقص و موسیقی و لهو و لعب حرام مشغول‌اند و گروهی هم در برابر آن‌ها ساکت نشسته و چنین است که هردو در یک صف به نابودی انسانیت پرداخته‌اند. عقل و دین، دنیای امروز را بر این جاهلیت محکوم می‌کند؛ زیرا حقیقت انسان، حقیقتی شهوانی نیست تا تلاش او محصور در رسیدن به لذات شهوانی گردد.

قرآن کریم چه زیبا به این نکته اشاره کرده، می‌فرماید:

<زُینَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآب>[3]؛

«در چشم مردم عشق به امیال نفسانی، دوست داشتن زنان و فرزندان، همیان‌های زر و سیم، اسبان داغ بر نهاده و چارپایان و زراعت آرایش یافته است. همه این‌ها متاع زندگی این جهانی هستند، درحالی‌که جایگاه خوب نزد خدا است».


[1]. ملاصدرا، شواهد الربوبیه، ص 251.

[2]. نور، آیات 30 و 31.

[3]. آل‌عمران، آیه 14.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *