سعادت، لذتی است که انسان از کمالات وصول یافته خود دریافت میکند، ولی مطلوب و مقصد نهایی سلوک دینی، لذت و سعادت ابدی در جهان واپسین است. بهمنظور فهم سعادت جاودان در بینش الهی، باید گفت زندگی انسان دو مرحله دارد: مرحله دنیا و مرحله آخرت. زندگی دنیوی انسان نسبت به زندگی اخروی به لحاظ زمان و گذرا بودن، همانند چشم به هم زدن است و چیزی به حساب نمیآید.
بدین خاطر اگر حتی دنیای انسان پر از درد و رنج باشد، باز هم در مقایسه با لذّتهای پایدار، ابدی، بهتر و شدیدتر وی در جهان دیگر چیزی به حساب نمیآید و هرگاه بتواند در ازای دردهای دنیوی، آسایش ابدی آخرت را
به کف آورد، سعادتمند خواهد بود و برعکس، اگر زندگی دنیویاش غرق در لذّت باشد، ولی به قیمت بدبختی و عذاب آن جهانی او تمام شود، ارزشی نخواهد داشت و نمیتوان وی را سعادتمند نامید.[1]
لذت و سعادت جاودانی نتیجه و حاصل کمالات انسانی و روحانی است که سالک از طریق خودسازی و بندگی خداوند تحصیل میکند. بر این اساس، لذت و سعادت، خیلی به هم نزدیک و قریب الافق هستند و عمده تفاوت آن دو در این است که لذت در موارد لحظهای و کوتاه مدت نیز به کار میرود، ولی سعادت صرفاً در مورد لذتهای پایدار یا نسبتاً پایدار کاربرد دارد. مثلاً، هیچ گاه درباره کسی که غذای لذیذی را میخورد و برای لحظاتی از آن لذت میبرد مفهوم سعادت را به کار نمیبرند، بلکه میگویند: از خوردن غذا لذت برد.
پس در معنای سعادت، لذت پایدار نهفته است و اگر ممکن بود کسی در زندگی همیشه لذت ببرد، او کاملاً سعادتمند بود؛ ولی از آنجا که زندگی خالی از درد و رنج وجود ندارد، میتوان گفت: سعادتمند در این جهان کسی است که لذتهای وی از نظر کیفیت یا کمیت نسبت به درد و رنجهایش برتری و فزونی دارد و در آن، دو ویژگی برتری کیفی و دوام کمی لحاظ میشود.
قرآن نیز در مقایسه بین لذتهای دنیوی و اخروی بهمنظور دعوت بهسوی آخرت و تشویق ایشان به حرکت در مسیر سعادت معنوی با تعبیراتی نظیر <وَالآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَی>[2]؛ زندگی آخرت بهتر و بادوامتر است، بر این دو ویژگی تأکید دارد و پیوسته این حقیقت را گوشزد میکند که لذت آخرت از لذت دنیا از نظر کیفی بهتر و به لحاظ کمی پایدارتر است.
از نگاه قرآن کریم: مردم دو دسته هستند، بدبخت و خوشبخت: شقاوتمندان تا آسمان و زمین هست در آتش جاودان بمانند مگر آنکه پروردگار تو خواهد (که) او هر چه خواهد میکند و سعادتمندان مادام که آسمان و زمین هست، در بهشت جاودان بمانند، مگر آنچه خدای تو خواهد که این، بخششی قطع نشدنی است.[3]
بنابراین، اگر بر اساس بینش الهی و از دریچه معارف قرآنی، زندگی انسان مورد توجه قرار گیرد، زندگی دنیوی او در کل چیزی به حساب نمیآید. کسی که تا ابد در آتش خواهد بود برفرض که همه عمر را در این دنیای زودگذر غرق در لذت مادی باشد، هرگز سعادتمند به شمار نمیآید؟
برعکس، هرگاه کسی در جهان ابدی خوشبخت باشد و به گفته قرآن، جاودانه در بهشت زندگی کند، حتی اگر تمام لحظات عمر کوتاه دنیا را در شکنجهگاه به سر برد، از سعادتمندان خواهد بود و در مقابل آنهمه نعمتهای بهشتی که خداوند به مؤمن اختصاص میدهد، رنج دنیوی، چیزی به حساب نمیآید.
ملاک سعادت و شقاوت در بینش اسلامی، لذت و رنج ابدی است؛ به این معنا که اسلام در معنای سعادت و شقاوت تغییری نمیدهد و در این زمینه مفهوم جدیدی مطرح نمیکند که از دسترس درک و فهم مردم به دور باشد؛ بلکه سعادت را به همان معنای رایج لذت پایدارتر و شقاوت را به معنای عرفی رنج و الم بیشتر میداند، ولی در مصداق آن دو، تغییر میدهد و چون لذایذ و آلام دنیوی دوام و ثباتی ندارد، لذایذ و آلام ابدی جهان آخرت را بهعنوان مصادیق صحیح و حقیقی سعادت و شقاوت مطرح میکند.
البته این باعث نمیشود که ما لذتهای معنوی پایدار در دنیا را سعادت ندانیم و آن را تنها به مصادیق اخروی آن محدود نماییم؛ زیرا اینگونه لذتها اگرچه در ظرف دنیا حاصل میشوند، ولی تا بهشت امتداد مییابند و از سنخ لذتهای اخروی محسوب میگردند. منظور از لذت ناپایدار لذتهای مادی و حسی است که بسیار زودگذر بوده و ثمره آن را نمیتوان در آخرت دروید و سعادت حقیقی به حساب آورد.
نکته دیگر اینکه برای رسیدن به سعادت حقیقی تلاش سلوکی انسان تأثیر قطعی دارد و لذا قرآن کریم سعادت را نتیجه حتمی ایمان و عمل صالح معرفی میکند و میفرماید:
<إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا. خالِدینَ فیها لا یبْغُونَ عَنْها حِوَلاً>[4]؛
«بیگمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، باغهای فردوس جایگاه پذیرایی آنان است. جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمیکنند».
روشن است که عمل صالح با دشواریهایی همراه خواهد بود و سعادت انسان نیز از مسیر دشواریها عبور میکند و با سختی و رنج بیگانه نخواهد بود، ولی درعینحال لذتی در آن نهفته است که به انسان مؤمن احساس سعادتمندی و جاودانگی میبخشد.
[1]. مصباح یزدی، انسانسازی در قرآن، ص 33.
[2]. اعلی، آیه 17.
[3]. هود، آیات 105 – 108.
[4]. کهف، آیات 107 و 108.
No comment