اطاعت در لغت، مقابل عصیان، به معنای موافقت واقعی مکلف با حکم خداوند است[1] این واژه از ریشه طـوع (ضد کَرْه) به معنای فرمانبری ارادی از حکم و قانون از ناحیه شخصِ برخوردار از حق تشریع و آمریت، همراه با خضوع و رغبت است.[2]
این واژه در اصطلاح دینی به معنای انقیاد و پذیرش فرمانهای الهی و عمل به آن با میل و رغبت باطنی و واقعی است؛ زیرا ایمان اینگونه خود را ظهور و بروز میدهد و انسان با اطاعت الهی میتواند صداقت ایمان خویش را آشکار سازد.
در تفاوت اطاعت و اِتّباع و اجابت گفتهاند: اطاعت فرمانبری از موجودی برتر است، درحالیکه اِتّباع، مطلق پیروی با فرمان یا بدون فرمان است و اجابت، پذیرش درخواست موجود زیر دست خواهد بود.[3]
در مصادیقی مانند اطاعت والدین و همسر و فرزند، لازم است به این نکته توجه شود که این نوع اطاعت صرفاً به معنای اطاعت امر نیست، بلکه به معنای اجابت به اقتضای وجود و نیاز است؛ یعنی فرزند دقت کند که والدین از او چه توقعی دارند یا نیازشان چیست و چه حقوقی نسبت به آنان به عهده اوست، سعی کند نسبت به تأمین توقعات و نیازها و حقوق پاسخ مثبت دهد و از همین طریق رضایت آنان را کسب نماید.
همچنین اگر خواستههای همسر خود را برآورد و حقوق او را رعایت کند و از احترام نسبت به او کوتاهی نکند، در حکم اطاعت است و موجبات رضایتمندی او را فراهم آورده است.
فرزند از پدر و مادر خود معمولاً انتظار دارد که او را در اوایل زندگی و تحصیل و ازدواج مورد حمایت قرار دهند تا بتواند روزی در زندگی خود مستقل شود و روی پای خود بایستد؛ همین قدر که والدین در جهت تأمین نیازهای او حرکت کند، در حکم اطاعت است و رضایت فرزند محقق میشود و آرامش برقرار میگردد.
پدر و مادر نیز از فرزند خود توقع احترام و گاهی کمک و حمایت دارند که رعایت فرزند در واقع همان اطاعت تلقی میشود و سبب رضایتمندی و صلح و صفا میانشان خواهد بود.
در میان همسایگان نیز همین قانون حکم فرما است، میدانیم اگر حقوق شهروندی و همسایگی در جامعه و کوچه و محله و مجتمعهای مسکونی رعایت شود و همسایگان به الزامات و شرایط محیطی خود توجه داشته باشند، روح رضایت در این فضاها حاکم خواهد بود و ساکنان چنین فضاهایی از آرامش و خوشبختی نصیب میبرند.
واژه اطاعت و مشتقات آن ۷۸ بار در قرآن بهکار رفته و مضمون آن از برخی آیات نیز که مشتمل بر این واژه و مشتقات آن نیست، استفاده میشود.
[1] مشکینی، علی، اصطلاحات الاصول، ص۹۶.
[2] راغب اصفهانی، مفردات قرآن، ص ۵۲۹.
[3] مصطفوی، حسن، التحقیق، ج ۱، ص ۳۷۷، واژه تبع.
No comment