یکم. ایمان و پرهیزکاری؛ دوست خوب اهل ایمان بوده، در همه امور رضایت خداوند را مدنظر قرار می‌دهد. چنین کسی از دوستان خدا و اولیای اوست و آدمی را بر طاعت خدا تشویق و ترغیب می‌نماید؛

<یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کفَرُوا بِمَا جَاءَکمْ مِنْ الْحَقِّ>[1]؛

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمنم و دشمن خویش را دوست نگیرید. شما به آنان اظهار محبت می‌کنید؛ درحالی‌که آن‌ها به آنچه از حق برای شما آمده، کافر شده‌اند».

 این آیه با مفهوم مخالف بر دوستی با اولیای الهی تأکید می‌کند. وقتی قرآن از دوستی با دشمنان الهی پرهیز می‌دهد، معنای مخالف آن، ایجاد علقه و دوستی با دوستان خداست؛ دوستانی که به گفته پیامبر اسلام:

«خیر اخوانک من اعانک علی طاعه الله و صدک عن معاصیه و امرک برضاه؛[2] بهترین برادر و دوست تو کسی است که در راه اطاعت خدا یاری‏گرت باشد و از نافرمانی‌های او بازت دارد و به خشنودی او فرمانت دهد».

دوم. روحیه تعبد و بندگی؛  قرآن کریم می‌فرماید:

<یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنْ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتَابَ مِنْ قَبْلِکمْ وَالْکفَّارَ أَوْلِیاءَ … وَإِذَا نَادَیتُمْ إِلَی الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا>[3]؛

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! افرادی که آیین شما را به باد استهزا و بازی می‌گیرند -از اهل کتاب و مشرکان- ولی و دوستدار خود انتخاب نکنید… آن‌ها هنگامی که (اذان می‌گویید و مردم را) به نماز فرامی‌خوانید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند».

این آیه نیز به مفهوم مخالف، ما را به دوستی با دوستان خدا ترغیب می‌نماید.

سوم. صداقت و راست‌گویی؛ در آیه ذیل بر اصالت ویژگی راست‌گویی تأکید دارد و جامعه مؤمنان را به پاسداشت راستی دعوت می‌کند.

<یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ>[4]؛

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با راست‌گویان همدم و همراه باشید».

چهارم. دوسویه بودن علاقه به دوستی؛ اگر انسان قصد دوستی با کسی را دارد، باید ببیند که آیا طرف مقابل هم متمایل به این دوستی هست یا نه؟

<ها أَنْتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا یحِبُّونَکمْ>[5]؛

«شما کسانی هستید که آن‌ها را دوست دارید، اما آن‌ها شما را دوست ندارند».

اگر دوستی یک طرفه باشد، باعث ذلت و خواری می‌گردد و هرگز برای انسان ‌سودمند نخواهد بود. از دوستی و محبت دوسویه می‌توان با عنوان، محبت کششی سخن گفت که دارای تجاذب طرفینی است، مانند آهن و آهن‌ربا، اما دوستی و محبت یک‌سویه، محبت کوششی است و درنهایت رنج و خستگی را برای یک طرف به ارمغان خواهد آورد. حافظ گفته:

تا که از جانب معشوقه نباشد کششی

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد[6]

شمار آنان ‌که در معاشرت و دوستی، حق دیگران را به‌طور کامل رعایت کنند و کمترین تعدی بر دوستان خود روا ندارند، اندک است و تنها کسانی می‌توانند حق دوستان و آشنایان را به‌طور کامل و عادلانه ادا نمایند که از سرمایه ایمان و عمل صالح بهره کافی داشته باشند.

پنجم. یک رویی؛  آدم منافق و دورو ممکن است اظهار دوستی کند، ولی به‌ هیچ‌وجه شایسته دوستی با مؤمنان نیست:

<و إِذَا لَقُوکُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیکُمْ الْأَنَامِلَ مِنْ الغَیظِ>[7]؛

«و چون به دیدارتان آیند، گویند: (همانند شما) ایمان آورده‌ایم و هنگامی که از پیشتان روند، از فرط خشمگینی بر شما، سرانگشتانشان به دندان می‌گزند».

مفاد این آیه اجتناب از دوستی با نفاق پیشگان است؛ آنان ‌که گفتارشان رودررو و پشت سر، متفاوت است و در عین کینه‌های پنهانی، سخن از دوستی و مهربانی می‌گویند.

ششم. خیرخواهی؛  از ویژگی‌های رفیق شفیق و یار مهربان خیرخواهی دلسوزانه است؛

<یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِکمْ لَایأْلُونَکمْ خَبَالًا وَدُّوا مَاعَنِتُّم>[8]؛

«ای مؤمنان! محرم اسراری از غیر (هم‌کیشان) خود، انتخاب نکنید؛ زیرا آنان از هرگونه شر آفرینی و فساد گستری درباره شما کوتاهی نمی‌کنند. آن‌ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید».

امام علی می‌فرماید:

«الصَّدیقُ الصَّدوقُ مَن نَصَحَک فی عَیبِک وحَفِظَک فی غَیبِک وآثَرَک عَلی نَفسِهِ؛[9] دوست تو کسی است که خیرخواهانه و (پنهانی) عیب تو را به تو باز گوید و در نبودت حافظ آبروی تو باشد و تو را بر خود مقدم دارد».

هفتم. خوش‌خلقی؛ از اصول اخلاقی مسلم در دین مبین اسلام، خوش‌اخلاقی با معاشران و دوستان است، خوش‌اخلاقی، هم دوستی‌ها را پایدار می‌سازد و هم در جذب دیگران، تأثیر شگفت و فوق‌العاده دارد.

قرآن کریم می‌فرماید:

<ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَک وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ>[10]؛

«بدی‌ها را با نیکی بخوابان ‌که شگفتانه (می‌بینی) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی شده است».

در مقابل، تندخو بودن و عدم انعطاف، باعث پراکندگی دیگران از اطراف انسان می‌شود.

قرآن این گزاره را صراحتاً به پیامبرش یادآور شده است که:

<فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک>[11]؛

«به واسطه رحمت (ویژه) از (ناحیه) خدا، در برابر آنان (مردم) نرم‌دل (و مهربان) شدی و اگر خشک و خشن و سنگدل بودی، بی‌گمان از اطراف تو پراکنده می‌شدند».

هشتم. همراهی و یاوری در دشواری‌ها؛ امام علی فرمودند: «لا یکون الصدیق صدیقا حتی یحفظ اخاه فی ثلاث: فی نکبته و غیبته و وفاته؛[12] دوست، به حقیقت دوست نیست، مگر آنکه حقوق برادرش را در سه جایگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتاری و پریشانی، به هنگام غیبت و پنهانی و پس از سفر به سرای جاودانی».

نهم. گذشت و بخشندگی؛ امام حسن عسکری فرمود: «خَیرُ إخوانِک مَن نَسِی ذَنبَک و ذَکرَ إحسانَک إلَیهِ؛[13] بهترین برادرانت کسی است که لغزش و خطایت را فراموش کند (و آن را به رخت نکشد) و از نیکوکاری‌ات در حق خود یاد نماید».

مهم‌ترین عقبه‌های راستی آزمایی دوست

1. به هنگام نیاز و گرفتاری؛ به تصدیق پیشوای اول شیعیان، در کشاکش روزگار است که افراد ارجمند و دوستان نیکو شناخته می‌شوند.[14]

2. به هنگامه خشم و نابردباری: این سخن امام صادق است که: «مَن غَضِبَ علَیک مِن إخوانِک ثلاثَ مَرّاتٍ فلَم یقُلْ فیک مَکروها فَأعِدَّهُ لِنَفسِک؛[15] آن‌کس که سه مرتبه بر تو خشم گرفت، ولی سخن ناپسندی نگفت، شایسته دوستی است؛ یعنی با آنکه موجبات عصبانیت و خشم او را فراهم کردی و او خشمگین شد ولی به دلیل مدیریت خشم، سخن ناخوشایندی به زبان نیاورد».

3. به هنگام زوال قدرت؛ به تعبیر امام علی فرمودند: «عِندَ زَوالِ القُدرَةِ یتَبَینُ الصَّدیقُ مِن العَدُوِّ؛[16] هنگام زوال توانایی و قدرت است که دوست از دشمن باز شناخته می‌شود».

4. به هنگام سفر و عزیمت؛ امام صادق می‌فرماید: «لا تُسَمِّ الرَّجُلَ صَدِیقا سِمَةَ مَعرِفَةٍ حتّی تَختَبِرَهُ بثلاثٍ: تُغضِبُهُ فَتَنظُرُ غَضَبَهُ یخرِجُهُ مِن الحَقِّ إلی الباطِلِ
و عندَالدِّینارِ و الدِّرهَمِ و حتّی تُسافِرَ مَعهُ؛[17] هیچ کس را به دوستی مگیر، مگر آن‌که
در سه چیز او را بیازمایی: او را به خشم آری و ببینی که آیا این خشم او را از مسیر حق به باطل می‌کشاند یا خیر و در درهم و دینار (و حل نیازهای اقتصادی) و در سفر کردن با او».

منطبق بر روایت اول، تطورات و تحولات زمانه – که فارغ از اختیار ما می‌چرخد و می‌گردد – جوهره انسان‌ها را عیان و آشکار می‌سازد و این جوهرشناسی، راهی به دوست‌یابی می‌گشاید.

مبنی بر روایت دوم و چهارم، خشم به‌عنوان یک هیجان ‌که نماد ساحت عاطفی انسان است، امری گریزناپذیر است، اما مدیریت خشم و خودکنترلی در برابر آن، امری اختیاری و امکان‌پذیر است و دوست واقعی کسی است که به هنگام بروز خشم، تعقل و تعادل خویش را از دست ندهد و سخن به ناروا نگوید.

مبتنی بر روایت سوم پاره‌ای از دوستان، مشتریان مکنت و قدرت انسان‌اند و نه مشتاقان حقیقت و هویت آدمی.

و در روایت چهارم، دستگیری در روزگار پریشانی اقتصادی و هم‌سفر شدن، از مقومات و مقدمات دوستی خوانده شده.

البته در سخن امام صادق، شاید مراد از «عند الدرهم و الدینار» امری فراتر از کمک اقتصادی در اوضاع بحرانی باشد؛ یعنی از منظر امام باید دید که فرد تا چه حد پای بند دین، مروت، معرفت و آداب اجتماعی است و تا چه اندازه در قیدوبند ثروت و دینار؟ و آیا دین به دینار می‌فروشد و با دیدن زر و سیم، پای می‌لغزاند یا خیر؟ تا سپس به دوستی با وی اقدام کنی.

همچنین این روایت، فرد را به خشمگینی تصنعی و تفننی جهت راستی آزمایی مدعیان دوستی، ترغیب و دعوت می‌کند و می‌خواهد که از این محک عاطفی، برای سنجش میزان تقید فرد به حق و حقیقت بهره گیرند.


[1]. ممتحنه، آیه 1.

[2]. ورّام، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر، ج 2، ص 123.

[3]. مائده، آیات 57 – 58.

[4]. توبه، آیه 119.

[5]. آل‌عمران، آیه 119.

[6]. دیوان حافظ، غزل 99.

[7]. آل‌عمران، آیه 119.

[8]. آل عمران، آیه 118.

[9]. آمدی، غرر الحکم، ح 1904.

[10]. فصلت، آیه 34.

[11]. آل‌عمران، آیه 159.

[12]. نهج‌البلاغه، حکمت 134.

[13]. علامه مجلسی، بحارالانوار،‌ ح 78،‌ ص 379.

[14]. نهج‌البلاغه، حکمت 208.

[15]. ابن شعبه حرانی، تحف‌العقول، ص 368.

[16]. آمدی، غرر الحكم، ح 6214.

[17]. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 74، ص 180، ح 28.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *