مهم‌ترین قانون فلسفه با نظر به عالم وجود، قانون حرکت و تغییر است. فلاسفه بر این اعتقادند که جهان هستی از حرکت ساخته شده و موجودیت و شیئیت اشیاء به حرکت اتم‌های آن وابسته است و چون خداوند حرکت را آفرید، جهان پدید آمد و اگر حرکت را از جهان بازگیرند، همه‌چیز ناپدید می‌شود.

پیرو این قانون فلسفی، مهم‌ترین قانون در زندگی انسان و اخلاق و سلوک نیز حرکت و تغییر خود در راستای کمال انسانی است و چون این حرکت از انسان گرفته شود، او نیز راکد و فاسد و هلاک خواهد شد.

بنابراین نیاز به سلوک و ضرورت آن برای انسان، ناشی از نیاز او به ایجاد تغییر در شخصیت و تحول مثبت برای رسیدن به کمال و همگام شدن با تکامل در جهان طبیعی است.

آری وقتی همه موجودات این جهان، اعم از جمادات[1] و حیوانات و نباتات در حال رشد و تکامل‌اند و مهم‌ترین فرایندی که در این عالم در جریان است، فرایند شکوفایی است، انسان نمی‌تواند از این چرخه بیگانه و به دور باشد.

اما نکته آنجا است که اکثر مردم از استعداد بسیار عظیم روح خود خبر ندارند و مطلع نیستند که انسان حتی قادر است در فرایند سلوک دینی، به مشاهده عوالم غیبی موفق شود و از سایر کمالات روحی خویش نیز غافل‌اند و لذا دغدغه اصلی‌شان، صرف رسیدن به دنیا و امور مادی می‌شود و به شکوفایی معنوی توجه ندارند.

بنابراین، منطقی‌ترین پاسخ به این سؤال این است که بگوییم: زندگی می‌کنیم تا همگام با تمام موجودات و مخلوقات الهی، به کمال مطلوب انسانی برسیم! و چون کمال یافتن، اقتضای ذاتی انسان و هر موجود طبیعی دیگری است، سوال از چرایی آن و هدف بعدی نیز بی معناست.


[1]. گوهرهای ناب و سنگ‌های قیمتی ابتدا خاک بودند و در فرایند تغییر و تحول و در طول زمان به سنگ‌های قیمتی و گوهرهای زیبا تبدیل می‌شوند، بنابراین حتی جمادات و سنگ‌ها هم در حال شدن و تغییر و حرکت تکاملی هستند.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *