کلمه «کمال» از «کمل» مشتق شده است و در لغت به معنای تمام شدن، کامل شدن و اتمام آراستگی صفات است.[1] ازاین‌رو می‌توان گفت که «کمال»، صفتی وجودی است که یک موجود به لحاظ شکوفایی استعدادهای نهفته در او و آراسته شدن به صفات و کمالاتی که خاص اوست، به آن متصف می‌شود، مثلاً وقتی می‌گویند عقل فلان کس کامل شد، یعنی عقلش به درجه‌ای از رشد رسیده که قادر است با تعقل و تفکر، به وظیفه عقلانی خود که تشخیص درست و نادرست، زشت و زیبا، بد و خوب و حق و باطل است، عمل نماید.

به تعبیر دیگر، کمال هر موجود به فعلیّت رسیدن استعدادهای خاصی است که دستگاه آفرینش در آن به ودیعت نهاده، مشروط به اینکه در حرکت به‌سوی آن فعلیت‌ها، هیچ نوع انحرافی از خط سیری که نظام آفرینش برای آن‌ها ترسیم کرده، صورت نگیرد و هیچ مانعی در راه شتاب آن‌ها رخ ندهد.

ازاین‌رو وقتی در مورد کمال انسان سخن به میان می‌آید به این معناست که در ساختمان وجود انسان، استعدادها و توانایی‌ها و صفات فراوانی نهفته شده که فرد انسانی می‌تواند با گام برداشتن در راه خدا و سلوک دینی، آن‌ها را شکوفا سازد و به منصه ظهور برساند و به مراتب بلندی از آراستگی به کمال دست یابد.

البته هر یک از مکاتب عقل، قدرت و محبت، که در فلسفه بشری مطرح شده، بر اساس نوع نگرش به انسان و سعادت وی، تعریفی از کمال انسان ارائه داده و بر اساس آن، معیارهایی را برای آن معرفی کرده‌اند؛ مکتب عقل، کمال انسان را در شکوفایی هر بیشتر قوه اندیشه و عاقله می‌داند؛ مکتب قدرت، رسیدن به قدرت و توانمندی مادی بشر را مایه کمال معرفی می‌کند و مکتب محبت، کمال انسان را در دوست داشتن دیگران و محبت ورزی خلاصه می‌کند، اما از نگاه مکتب جامع اسلام، انسان مظهر خداست و کمال او در قرب به صفات و کمالات الهی خلاصه می‏شود.

در این راستا اهل معرفت[2] برای خدای متعال شش صفت کلی تحت عنوان امهات اسماء و صفات (صفاتی که نسبت به سایر صفات، جنبه مادری دارند؛ یعنی حیات، علم، قدرت، اراده، سمع و بصر) مطرح می‌کنند که در رأس صفات و کمالات حضرت حق قرار دارند.

جنبه مادری این صفات، به دلیل این است که تمام صفات و کمالات الهی زاییده و فرزند و زیرمجموعه این شش صفت هستند و فرد دارای این صفات مانند آن است که به تمام صفات و کمالات حق‌تعالی دست یافته و ظرف وجودش محل تجلی آنها شده است.

بنابراین فرایند رشد و کمال انسان، با این صفات ارتباط ویژه دارد و هر قدر آدمی مظهر و محل تجلی این کمالات مادری شود، به ‌مراتب بالاتری از رشد و تعالی انسانی دست می‌یابد.

البته به تجربه نیز ثابت شده که راه رسیدن به پیشرفت فردی و اجتماعی در حیات مادی انسان نیز استفاده از همین فرمول است و کشورهای پیشرفته جهان با همین مکانیسم به توسعه‌یافتگی و پیشرفت مادی دست‌یافته‌اند.

امروزه کشوری در جهان زنده و تأثیرگذار و دارای هژمونی و سلطه و رهبری است و به عنوان ابرقدرت شناخته می‏شود که از برترین دانش و قدرت علمی و فن‏آوری و توان اقتصادی و نفوذ اراده سیاسی و فرهنگ تأثیرگذار و امکانات سمعی و بصری و رسانه‏ای برتر برخوردار باشد و این امور چیزی جز برخورداری از همان پنج صفات مادری و بسط و گسترش آن در جوامع انسانی نیست.


[1] عمید، حسن، فرهنگ عمید، واژه کمل.

[2] شیخ کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 194 – 203.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *