حسن فاعلی و نیت خوب و پندار نیک که شرط اصلی قبولی اعمال است را میبایست در اخلاص افراد جستوجو کرد. علی (ع) فرمودند: «بالاِخْلاصِ تُرفَعُ الاعْمال؛[1] قبولىِ و بالا رفتن اعمال، به اخلاص بستگى دارد».
اخلاص بهترین نماد برای پندار نیک است، همچنانکه تقوا بهترین نماد برای کردار نیک است؛ زیرا کسی که از بدیها، پلشتیها، پستیها، پلیدیها و زشتیها پرهیز میکند و اجتناب میورزد، نشان میدهد که گرایش شخصیتی به خوبیها و نیکیها دارد.
امیرالمؤمنین علی (ع) میفرماید: «صِفَتانِ لا یقْبَلُ اللهُ سُبْحانَهُ اَلْاَعْمالَ اِلا بِهِما اَلتُّقی وَ الاِخْلاصُ؛[2] دو خصلت است که خداوند سبحان اعمال نیک را نمیپذیرد مگر به آن دو خصلت: تقوا (پرهیز از گناه) و اخلاص (فقط برای خدا کار انجام دادن)».
کسانی که تنها برای خداوند گام برمیدارند و رضایت محبوب را میخواهند، تنها به هدف و غایتی میاندیشند که خداوند دانا و توانا برای هستی از جمله انسان مشخص و تعیین کرده است. اینگونه است که جز به خیر و نیکی نمیاندیشند و جز به قصد رضایت او گام برنمیدارند و از غیر خداوند میگریزند و تنها خشنودی خدا را میخواهند.[3]
امام صادق (ع) از قول خداى متعال نقل میکند که فرمود: «لَمْ اَقْبَلْ اِلاّ ما كانَ خالصان لى؛[4] جز آنچه را خالص براى من باشد، نمیپذیرم».
تفاوت قبولی و صحت اعمال
عدم پذیرش و مقبول نبودن اعمال، با باطل بودن آن متفاوت است و صحت عمل، غیر از قبولی عمل است؛ زیرا اگر انسان عمل واجبی مانند نماز و روزه و… را با رعایت تمام شرایط شرعی که در رساله آمده انجام دهد، در این صورت عمل او صحیح است، اما درعینحال ممکن است مقبول و مؤثر نباشد؛ بهطور مثال اگر چنین نمازی با تقوا و پرهیز از گناه همراه نباشد، مقبول واقع نمیشود به این معنا که آثار معنوی و قربی نماز بر آن مترتب نمیشود.
پس حسن فعلی و صحت عمل لازم است، اما آنچه موجب نجات و تعالی انسان میشود، حسن فاعلی و خلوص نیت است. از روایات استفاده میشود: اگر انسانی 50 سال خدا را عبادت کند و در این مدت اگر دو رکعت از تمامی این نمازها با اخلاص باشد، یعنی خداوند از او قبول کند، بهشت برای واجب شده و درهای جهنم به رویش بسته خواهد شد.
[1] آمدی، غرر الحكم، ح 4242.
[2] آمدی، غرر الحکم، ص 155، ح 2914.
[3] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن کریم، ذیل واژه خلص.
[4] شیخ کلینی، كافي، ج 2، ص 295، ح 9.
No comment