پرستش و بندگی، معنا و مصداق دیگری دارد که رویکرد آن تخلق اختیاری به صفات و کمالات الهی است، حتی اگر امر و فرمانی نسبت به آن از طرف خداوند صادر نشده نباشد.

درباره صفت علم و علم آموزی در روایات دستورات فراوانی وارد شده، ولی بدون توجه به آن فرامین و دستورات، کسی که در پی علم‌آموزی و جست‌جوی حقیقت و عاشق علم و تخلق به صفت علم الهی است، به نوع برتری از پرستش خودخواسته و اختیاری دست یافته است.

انسان به لحاظ خلقتی، مظهر صفات و کمالات الهی است و قرب به خدا نیز در وصول و نزدیک شدن به صفات خدا توجیه و تفسیر می‌شود؛ زیرا قرب به ذات، اصولا منتفی است و انسان از آن جهت که مخلوق است، تشبه به وجود حق و ذات خالق ندارد و نخواهد داشت.

پس معنای کمال حقیقی برای انسان، پرستش و قرب به صفات و کمالات الهی خواهد بود؛ اگر کسی برآن شد که خود را به صفات جمال و جلال الهی بیاراید و مظهر حیات و علم و قدرت و اراده و سمع و بصر و حکمت و رحمت و ربوبیت حق شود و از این طریق به خدای متعال تقرب جوید، کار و عملش پرستش حق‌تعالی از طریق صفات است و نیز از همین طریق به ذات الهی نزدیک می‌شود.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *