واژه عبوديت و ترجمان آن به فارسی (بندگی) صفت درونی انسان مؤمن است که در اثر اطاعت و عبادت به دست میآید، ولی خود اطاعت و عبادت از مقوله فعل و عمل خارجی است؛ مىگويند: فلانى صفت عبوديت دارد، اما نمىگويند: صفت عبادت دارد، بلكه میگویند: عبادت انجام میدهد.
عبودیت، اوج بندگی یک انسان و نهایت قرب او به خدا و پذیرش قلبی و تسلیم در برابر ذات پاک او و اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است و به همین دلیل تنها کسی میتواند معبود باشد که نهایت انعام و اکرام از او صادر شود و او جز خدای یکتا نیست.
عبودیت، بازتاب درونی اطاعت بیقیدوشرط و فرمانبرداری در تمام زمینههاست. عبودیت کامل آن است که انسان جز به معبود واقعی و کمال مطلق نیندیشد و جز در راه او گام برندارد و هر چه غیر اوست را به فراموشی بسپارد، حتی خویشتن را!
پس عبوديت، مطیع و فرمانبردار و تسليم محض خدا بودن در تمام احوال و افعال زندگی مادی و معنوی و فردی و اجتماعی و همچنین وضعيت روحی و روانی خاصی است كه در اثر اطاعت و عبادت كامل و خالصانه فرمانهای خداوند حاصل میشود.
عبوديّت و بندگی، رسيدن به درجهای از معرفت و خلوص قلبي است كه در آن، عبد هيچ اعتباري براي خود و ديگران قائل نيست و جز خدا هيچ نمیبیند و همه موجودات و از جمله خود را بند به اراده خدا مییابد؛ برای خود مالکیتی قائل نیست، خواستهای جز خواسته مولی ندارد و تنها از خداوند فرمان میبرد؛ لذا اهل ذوق گفتهاند: بنده، یعنی بند شده به خدای متعال یا کسی که در بند خدا است.
نام بنده، بهترین نامها است؛ ازاینرو پیامبر عظیمالشأن اسلام (ص)، افتخارش عبدالله بودن است و در شب معراج از خداوند درخواست عبودیت مینماید و میفرماید: «أضفنى إلیک بالعبودیة یا ربّ.[1] مرا عبودیت خویش بخش، ای پروردگار من».
صفت عبودیت در کسی نهادینه میشود که با طاعات و عبادات، نسبت به خدای متعال اظهار عبودیت کامل نماید و کارهای فردی و اجتماعی، روابط و آرزوها و اهداف میانی خود را در جهت هدف نهایی که قرب و رضایت اوست، تنظیم کند و اقتضای بندگی را در تمامی امور زندگی رعایت نماید.
در اين مرتبه از عبودیت، بنده واقعی خدا مظهر و ظرف ظهور اسماء الهی میشود و لذا خليفه و نماينده خدا (نمايان كننده خدا) در زمین ناميده میشود؛ چون تمام وجودش خدا را مینمایاند.
برای درک صحیح حقیقت عبودیت و بندگی، بهترین روش داشتن تصور صحیح از روحیه و اخلاق غلامان و کنیزان و خدمتکاران است. کسانی که به عنوان خدمتکار یا غلام و کنیز یا هر عنوان دیگری در خدمت فردی هستند و او را مولای خود میدانند، در این نوع ارتباط، منش و اخلاقی از خود بروز میدهند که میتواند در تعریف رابطه انسان با خالق و مولای عالم نیز الگو و آموزنده باشد.
اولین مورد روحیه اطاعت است، یعنی این گروه دائماً چشم و گوش به مولی دارند تا چه فرمانی بدهد و چه از آنها بخواهد، در انجام آن بکوشند و کاری جز برآوردن خواستههای مولی و تأمین رضایت او ندارند، به قدری که تو گویی از خویش تهی شده و خواستههای خویش را نادیده میانگارند و یا اصولاً خواستهای برای خویش مد نظر ندارند و اراده خویش را فانی در اراده مولی کردهاند.
چیزی که برای این گروه مهم است، رضایت مولی است و هنگامی به شادی میرسند که احساس کنند، مولی از آنها راضی و خوشنود است.
البته اخلاق خدمتکاری و به تعبیری بندگی و بردگی، مرحله فراتری نیز دارد و آن کسب محبت مولی است؛ برخی از خدمت گذاران، علاوه بر اطاعت از فرمانهای مولی و پس از فراغت از انجام اوامر او و تحصیل اطمینان از اینکه به وظایف بندگی خود عمل کرده و موفق به کسب رضایت مولی شدهاند، به خواسته و اختیار خود به کارهایی مشغول میشوند و خدماتی به مولی عرضه میکنند که مورد امر حتمی مولی نیست و ترک این اعمال نارضایتی مولی را دربر ندارد، ولی میدانند که در صورت انجام آن امور، هرچه بیشتر به مولی نزدیک میشوند و نزد او عزیز و محبوب خواهند بود.
به تعبیر دیگر، این گروه تنها به کسب رضایت مولی دلخوش نبوده، هدف برتری را در روش و منش خدمت به مولی تعقیب میکنند و آن کسب محبت مولی است، ازآنرو بهصورت آتش به اختیار، خدماتی به مولای خویش ارائه میدهند که او بر انجام این اعمال ایشان را وظیفهمند نساخته و در صورت ترک، آنان را مورد مواخذه قرار نخواهد داد.
در این مرحله از مراحل بندگی و خدمت، بندگان با کرنش و تواضع و اظهار عبودیت و خدمت و حتی تملق گویی نسبت به مولای خویش در پی آن هستند تا از سایر خادمان و بندگان پیشی گیرند و خود را نزد مولی محبوب سازند و به مقام محبت مولی برسند.
تمام این مراحل و مناسک بندگی و عبودیت نسبت به مولای ظاهری و انسانی، در رابطه با بندگی انسان نسبت به خدای عالم نیز قابل الگوسازی است. مرحله سلوک عبادی واجب به منظور کسب رضایت و سلوک عبادی مستحب برای رسیدن به محبت مولای عالم برنامه ریزی شده است.
همچنین مبارزه با رذایل اخلاقی مانند کبر و عجب و خودپسندی و غرور و مانند آن در تقویت روحیه بندگی بسیار مؤثر است؛ زیرا این امور به هیچ وجه با اخلاق و روحیه بندگی سازگاری ندارد.
بندگان خداوند نسبت به او متواضع و خاشع و خاضعاند و همواره فروتنانه به ذکر و یاد او مشغول و زبان به حمد و ثنای خدا میگشایند و هرگز در برابر خداوند و بندگان او، کبر و خودپسندی اظهار نمیکنند و با همه خلق خدا مهرباناند و خدمت به خلق را خدمت به خداوند و مولای عالم میدانند.
[1] خوارزمی، تاج الدین حسین، شرح فصوص الحکم، محقق، مصحح، حسن زاده آملى، حسن، ص 674.
No comment