عبودیت فراگیر، ناظر به تمام حوزه‏ های عبادت و بندگی و زندگی انسان است و تمام رفتار پرستشی سالک را دربرمی گیرد.

در توضیح این معنا می‌توان اذعان داشت که عبادت و پرستش در دو حوزه متفاوت انجام می‏شود:

الف؛ «عبادت و پرستش ذات» در قالب مناسک عبادی واجب و مستحب، شامل کرنش و خضوع و خشوع نسبت به خداوند، در قالب اطاعات و عبادات، با هدف کسب رضایت و محبت مولی که هدف آن قرب به ذات الهی است.

ب؛ «عبادت و پرستش صفات» که در میدان عمل صالح و مشارکت اجتماعی و جهاد با دشمن و حسن معاشرت با بندگان خدا و تمام حوزه رفتاری انسان اتفاق می‌افتد و به وحدت انسان با صفات کمال الهی می‌انجامد.

آیه‏ای از قرآن کریم به هر دو جنبه عبادت اشاره کرده، می‏فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[1] ای اهل ایمان، در برابر خدا رکوع و سجود آرید و (با توجه و بی‌ریا و خالص) پروردگار خود را پرستید و کار نیکو کنید، باشد که رستگار شوید.

در آیه دیگری آمده: وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ؛[2] و البته ما در میان هر امتی فرستاده‌ای برانگیختیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت ( شیطانی و انسانی ) دوری جویید. در این آیه نیز به هردو جنبه عبادت و بندگی ذاتی خدا و درگیری با طاغوت که جنبه عملی و اجتماعی دارد اشاره شده است.

معنای دقیق «عبادت و خداپرستی صفاتی» که در میدان عمل صالح فردی و اجتماعی صورت می‏گیرد، انجام اعمال و اموری است که موجب تخلق انسان به صفات کمال خداوند می‌شود و رفتار سالک را شبیه خدا می نماید و به شخصیت او رنگ خدایی می بخشد.

یکی از مصادیق بارز خداپرستی صفاتی، تخلق به صفت «علم الهی» از طریق علم‌آموزی (یا به تعبیری علم پرستی) خواهد بود. صفت علم از برترین صفات و کمالات ذات خداوند است؛ ازآن‏رو علم‌آموزی توسط انسان به معنای تلاش برای رسیدن به برترین صفت کمالی، افضل انواع عبادت و خداپرستی تلقی می‌شود، به‌گونه‌ای که هیچ عبادتی، هم‌پایه و رقیب آن نخواهد بود.

قرب صفاتی از طریق صفت علم، به‌قدری دارای اهمیت است که در سیره علمای ربانی گفته شده اغلب آنان در شب‏های قدر که بیشتر مردم عادی به نماز و دعا اشتغال می‌ورزند، این ساعات حساس را به مطالعه و تحقیقات علمی اختصاص می‌دهند؛ زیرا ایشان به این نکته مهم واقف‏اند که چیزی در عبادت و خداپرستی، هم‌پایه علم‌آموزی و برتر از آن نیست.

در این راستا تمام صفات و کمالات و فضایل اخلاقی و الهی مانند قدرت، اراده و سمع و بصر و خالقیت و ربوبیت و هدایت، هویت پرستشی دارند و در حوزه خداپرستی صفاتی تعریف می‏شوند؛ همان‌گونه که تخلق به صفات شیطانی، شیطان‏پرستی و پیروی از صفات نفسانی، نفس‏پرستی خواهد بود و مانند آن.

در حوزه بندگی، انجام واجبات و مستحبات عبادی، با هدف کسب رضایت و محبت الهی، شرط موفقیت در مسیر سلوک و تخلق به فضایل صفات و تخلیه از رذایل اخلاقی است، تا جایی که می‌توان گفت، فلسفه اصلی نماز و سایر مناسک عبادی، علاوه بر آثار و نتایج فراوانی که برای آن‌ها ذکر شده، استعانت از خدا و آماده‌سازی روح برای حرکت در مسیر تخلیه از صفات شیطانی و تخلق به صفات رحمانی است؛ چراکه اولاً؛ انسان بدون یاری خداوند قادر به کسب هیچ‌گونه کمالی نیست و موفقیتی حاصل نمی‌کند و ثانیاً؛ آدمی در ساحت عمل و اخلاق رشد می‏کند و شخصیت و روح او را صفات بد و خوب می‌سازد و هدف نهایی سالک در خودسازی توحیدی، تخلق به صفات کمال خدای متعال خواهد بود.

نماز با تمام عظمت و جایگاهی که در آیات و روایات برای آن ذکر شده، در حقیقت وسیله‏ای برای اعلان عبودیت و خضوع و خشوع و تعمیق رابطه و کسب رضایت و محبت و استعانت از خدا و اصلاح اوست، تا سالک را برای ورود به عرصه کمال عملی که در ساحت سلوک اخلاقی و میدان عمل و عبادت اجتماعی و قرب صفاتی انجام می‌شود، شایسته و آماده نماید.

انسان سالک مسلمان در آیه «إِيّاكَ نَعبُدُ وَإِيّاكَ نَستَعينُ»[3] که محور اصلی سوره حمد و بلکه نماز است، ابتدا با اظهار عبودیت، بندگی خود را نسبت به خداوند به اثبات می‌رساند و سپس از ذات باری‌تعالی برای پیمودن مسیر دشوار سلوک عملی مدد می‌جوید و تنها او را شایسته یاری‌رسانی به خود می‌داند.

بنابراین اگرچه مناسک عبادی، موجب کسب رضایت و محبت خدا می شود و از این طریق نوعی قرب و نزدیکی به خداوند ایجاد می کند، ولی نتیجه و ثمره آن یاری‌جویی از خداوند برای موفقیت در میدان عبادت اجتماعی و عمل و تخلق صفاتی به خداوند خواهد بود.

درباره اوصاف شیعیان واقعی از امام باقر (ع) نقل شده که فرمودند: رُهبانٌ بِاللَّيلِ اُسدٌ بِالنَّهارِ؛[4] آنان پارسايانِ شب و شيرانِ روزند؛ یعنی فرصت شب را به عبادت و اظهار بندگی نسبت به خداوند اختصاص می دهند و از او یاری می طلبند تا بتوانند در روز با شجاعت در میدان های جهاد و مبارزه با دشمنان و ناهنجاری ها و یاری امام جامعه حاضر شوند. 

همان‌گونه که وضو انسان را آماده اقامه نماز می‏نماید و شرط صحت نماز بوده، بدون آن نماز صحیح و مقبول نیست، مناسک عبادی مانند نماز و روزه و حج و دعا و تلاوت قرآن و ذکر نیز سالک را برای عبادات اجتماعی و جهاد و مبارزه و کسب کمالات الهی آماده می‏سازد و بدون آن سالک در میدان عمل موفق نخواهد بود.

اهتمام به ترک گناه – که قلب انسان (ظرف پذیرش صفات کمال) را تاریک و آلوده می‌نماید – و تلاش برای اطاعت و بندگی خدا، در حوزه مناسک عبادی واجب و مستحب، مقدمه‏ ورود سالک به عرصه اصلی کمال؛ یعنی عبادات اجتماعی و میدان عمل صالح «قرب صفاتی و عملی» خواهد بود.

در شرح زندگی بوعلی سینا و بسیاری از علما و محققین اسلام آمده، آنان در مسیر مطالعات و سلوک علمی خود چون در مسئله‌ای از مسائل علمی دچار سردرگمی و حیرت می‌شدند، به‌منظور حل آن به نماز پناه می‌بردند و از خدا استعانت می‌جستند و همواره از تأثیر شگفت نماز و استعانت از خداوند در حل مشکلات مسائل علمی برای دیگران نقل کرده‌اند.

انسان در حقیقت طالب فضایل اخلاقی و کمالات الهی، مانند علم و قدرت و اراده در میدان عمل اجتماعی است و خداوند او را برای همین منظور خلق نموده و شایسته ساخته است، ولی وصول به این هدف اصیل، نیازمند زمینه و شایستگی‏های قلبی و روحی فراوان است که از طریق پیوند و ارتباط محبت آمیز با خدای متعال در قالب مناسک عبادی حاصل می‏شود.

نماز و روزه و حج و زیارت و دعا و مانند آن، در حقیقت عبادات و مناسکی هستند که رابطه انسان با خداوند را اصلاح و تعمیق می‏بخشند و اعلان عبودیت و خضوع نسبت به ذات الهی و استعانت و کمک‌گیری از او برای وصول به هدف خلقتی خواهند بود.

‏ناگفته نماند که خود مناسک عبادی، ضمن تحکیم رابطه با معبود و معشوق عالم، دارای آثار فراوان تربیتی، اخلاقی و روانی در زندگی و شخصیت انسان نیز هست که نمی‌توان آن را نادیده انگاشت. از حضرت فاطمه (علیها سلام) نقل شده که فرمودند: فَرَضَ اللّهُ الصَّلاةَ تَنزِيها مِن الكِبرِ؛[5] خداوند نماز را به‌منظور دور كردن [انسان] از كِبر واجب فرمود. از این روایت به عیان استفاده می‌شود که نماز نیز در پاک شدن انسان از صفات رذیله و تخلق به فضایل اخلاقی اثربخش است.

بنابراین فلسفه اصلی عبادت خدا، تعمیق رابطه و کسب رضایت و محبت الهی است و فواید فراوانی که در آیات و روایات مورد اشاره است همچون آرامش بخشی و نشاط روحی و ازدیاد روزی و مانند آن، آثار و نتایج آن خواهد بود. 


[1] حج، آیه 77.

[2] نحل، آیه 36.

[3] حمد، آیه 4. (تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم)

[4] مجلسی، بحار الأنوار، ج 68، ص 180، ح 38 .

[5] علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 82، ص 209، ح 19.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *